تبلیغات
اطلاعات عمومی - مطالب ابر ایران باستان
 
اطلاعات عمومی
امیدما،دانایی ایرانیان
درباره وبلاگ


تبادل با لینک مرتبت.
شرکت در نظرسنجی کمک به ماست.


باتشکرAmirM

مدیر وبلاگ : Amir M
نویسندگان
نظرسنجی
علاقه به قرار دادن کدام مطالب دارید؟











سه شنبه 1396/04/6 :: نویسنده : Amir M

مذاهب ایران باستان


ادیان ایران باستان و در مجموع ادیان ایرانی شماری از ادیان یا جنبش‌های دینی هستند که بر اساس الگوی فرهنگی و عقیده‌ای ایرانیان مسائل را تبیین می‌کنند.این ادیان توسط جوامع ایرانی زبان رشد و گسترش یافته یا اینکه در حوزه فرهنگی ایران زمین بوجود آمده‌است.ایرانیان همچنین نقش برجسته‌ای در شکل گیری یا گسترش و پراکندگی ادیان یهودی، ادیان مسیحی و دین اسلام ایفا کرده‌اند.

 

اصل و ریشه مذاهب مترقی جهان از عقائد ساده اقوام بدوی و قبائل و عشائر همجی، که هزاران سال قبل در جهان می زیسته اند، نشأت گرفته است.

 

در طول مدت افزون از چهار هزار سال یک سلسله تحولات فکری و اندیشه های مذهبی در مردم آریائی نژاد این آب و خاک به ظهور رسیده است که از مبادی بدوی چون فتیشیزم و آنیمیزم و پرستش مظاهر طبیعت آغاز شده و در عصر حاضر به دیانت شیعه امامیه که از فرق اسلام و مذهب رسمی امروز ما ایرانیان می باشد، پایان می پذیرد.

 

 در هزاره اول قبل از میلاد در اثر آمیزش آرین ها با سکنه بومی در ایران و هند فرهنگ و تمدن جدیدی در آن دو کشور به ظهور رسیده و لسان های ایشان که قبلا لهجه های محلی بوده و بعدا صورت تکامل حاصل کرده، زبانهای مستقلی شدند.

 

مانند فرس قدیم ( عصر کتیبه های دوره هخامنشی ) یا زبان ماد ( عصر کتاب اوستا) یا زبان سانسکریت ( عصر کتب چهارگانه ودا) یا زبان پهلوی قدیم ( عصر پارت ها). این زبانهای قدیم در ایران زمین اکنون مورد تکلم نیست و جزء زبانهای مرده قرار گرفته اند ولی در هندوستان زبان سانسکریت هنوز زنده و موجود و کتب مقدسه هندوها حافظ آن است.

 هم چنین در دین و اعتقادات نیز عقائد آریائی های باستانی در هند و ایران باستان مشترک بوده اند، کتیبه لوحی که در بوغازکوی در نزدیکی آنکارا از عصر تمدن هیت ها در سال 1907 م. کشف گردید اشاره به اسامی خدایانی می کند که آن خدایان در نزد آرین های قدیم مورد پرستش بوده اند و تاکنون نیز در هند معبودیت دارند.

 

 طبقه بندی ادیان ایران باستان

 اگر بخواهیم ادیان ایران باستان را طبقه بندی نمائیم، می شود آنها را به صورت زیر دسته بندی نمود:

• آئین باستانی مغان

• آئین مهرپرستی یا میترائیسم

• دین باستانی زردشت

• آئین باستانی مانی

• آئین باستانی مزدک

 

عناصر مشترک ادیان باستان

با آنکه ادیان ابتدایی در بیغوله های جهان پراکنده شده اند و نمی توان میان آنها هیچ ارتباطی تصور کرد، شگفت آور است که آن ادیان باورهایی مشابه یکدیگر دارند. برخی از این عناصر مشترک ادیان ابتدایی عبارتند از:

 

خدا و خدایان در ادیان باستان
باید توجه داشت دینداران به خدایی بسیار والا و فوق تصور بشر عقیده دارند. آنان معتقدند علم وقدرت خدا بی نهایت است و هرگاه در متون دینی چیزی بر خلاف آن یافت شود، برای تأویل آن تلاش می کنند. از قرآن مجید به روشنی فهمیده می شود که مشرکان نیز پیوسته به چنین خدایی معتقد بوده اند.

 

جامعه شناسان دوران شرک را مقدم بر دوران توحید معرفی می کنند، ولی پیروان ادیان توحیدی با این فرضیه به شدت مخالفند و شرک را انحراف از توحید می دانند.به زعم برخی از ادیان، خدایان در تاریخ برای انسان جلوه گر شده اند و بتان نمادی از آنها هستند. این سنخ ادیان به فرستادگان الهی یعنی انبیاء عقیده ندارند.

 

ادیان باستان و نیاکان پرستی

ترس از مرگ باعث خرافاتی در جوامع ابتدایی شده بود و برخی از مردم باستان از بازگشت اموات می ترسیدند، لذا برای عدم بازگشت آنها اعمالی را انجام می دادند، این اعتقاد کم کم به نیاکان پرستی در ادیان باستان تبدیل شد و بتها در مواردی مجسمه نیاکان بوده اند، اکنون نیز مظاهر این عقیده در سرزمینهایی مانند ژاپن به چشم می خورد.

 

جادو در ادیان باستان

در آن ادیان باستانی جادو عبارت بود از مراسمی برای دلجویی و مدد خواهی از نیروهای طبیعت. در این مراسم، جادوگر فعالیت می کند و رهبری مراسم را بر عهده می گیرد. جادوگران از نیروی خود برای معالجه بیماران نیز استفاده می کردند که به آنها شمن گفته می شد.

 

قربانی در ادیان باستانی

میان اقوام سراسر جهان قربانی برای معبود انواعی داشت و از ریختن جرعه ای آب یا شراب تا اهدای گیاهان و محصولات، ذبح حیوانات و کودکان و بزرگسالان، همچنین به آتش افکندن کودکان را شامل می شد.

 

 

مهم ترین ادیان ایران باستان

دین و آیین باستانی مهرپرستى

 ادیان ایران باستان,ادیان باستان,ادیان مختلف ایران باستانمهر پرستی از ادیان ایران باستان است که تاثیر زیادی بر مسیحیت داشته است

 

به عقیده مهرپرستان، خداى مهر روزى به صورت انسانى در یك غار ظهور كرد و شبانانى كه در آن مكان به چرانیدن گوسفند مشغول بودند، به وى ایمان آوردند. آنگاه خداى مهر، گاو نرى را كشت و خون او را بر روى زمین افشاند. هر جا كه قطره اى از خون او افتاد، سرسبز و بارور شد. وى پس از چند سال به آسمان رفت و روان او پیوسته براى كمك به بندگان خود در زمین آماده است.

 

از آنجا كه به عقیده مهرپرستان، خداى مهر در آغاز در غارى ظاهر شد، آنان معابد خود را در غارها مى ساختند و درون آن به پرستش مهر مى پرداختند. برخى از آن معابد متروكه اكنون در بخشهایى از اروپا یافت مى شود.

 

كسانى كه به دین مهرپرستى روى مى آوردند، لازم بود از هفت مرحله بگذرند و در هر مرحله به وى نامى مى دادند. مثلا در مرحله پنجم او را پارسى و در مرحله ششم آفتاب و در مرحله هفتم پدر مى نامیدند، سپس ‍ مراسم نان و عسل كه یادآور مراسم نان و شراب مسیحیت است، انجام مى شد و سرانجام وى را با خون گاو تعمید مى دادند.

 

 بسیارى از اعتقادات و آیینهاى مسیحیت از مهرپرستى گرفته شده است.

 

آیین باستانی مغان

قبل از ظهور زردشت، یعنى پیش از پادشاهى مادها، بومیان غیر آریایى ایران دینی داشتند كه آیین مغان نامیده مى شود. كلمه مغ (مگوش ) در زبان قدیم ایران به معناى خادم بوده است.

 

به نظر مى رسد مغان سكنه بومى ایران بوده اند و مانند دراویدیان هندوستان، پس از ورود آریاییان سرزمین خود را تسلیم آنان كرده اند. واژه المجوس كه در زبان عربى به زردشتیان اطلاق مى شود، از همین كلمه مگوش مى آید.

 

برخى از پژوهشگران معتقدند كه دوگانه پرستى یعنى ایمان به خداى خیر و خداى شر در دین زردشتى از مغان قدیم ایران آمده است؛ زیرا در كتاب گاتها كه قدیمترین بخش اوستا و داراى صبغه ایرانى است، چیزى در مورد دو گانگى یافت نمى شود، ولى از كتابهاى تاریخى بر مى آید كه مغان قدیم دو گانه پرست بوده اند. مغان به رستاخیز نیز ایمان داشتند.

 دین باستانی مانویت

ادیان باستان,انواع ادیان ایران باستان,ادیان ایران باستان

 در دین باستانی مانویت سه اصل اخلاقى مهردهان، مهر دست و مهر دل رعایت می شد

 

مانویت در فاصله میان ظهور مسیحیت و اسلام پدید آمد و در مدت كوتاهى فراگیر شد و پیروانى پرشور و با اخلاق گرد آورد. این تركیبى است از اعتقادات صابیان، بوداییان، زردشتیان و مسیحیان.

 

اصول عرفانى و انسانى این آیین به گسترش آن شتاب داد و آن را در شرق تا چین و در غرب تا مركز اروپا پیش برد. حاكمان ایران و روم و سرزمینهاى دیگر با مانویان از در خصومت در آمدند و دسته دسته آنها را كشتند و سرانجام، محكمه تفتیش اروپا آخرین گروه مانویان را در سیزدهم میلادى نابود كرد.

 

بیشتر تعالیم مانى بر مسیحیت و زردشتى گرى استوار است و در این آیین جنگ نور و ظلمت نقش مهمى بر عهده دارد.

 

مانویان جامعه را به پنج طبقه دینى تقسیم مى كردند:

1- فریستگان یا فریشتگان كه دوازده تن بودند و جانشینان مانى شمرده مى شدند.

 

2- ایسپاساگان یا اسقفان كه هفتاد و دوتن بودند.

 

3- مهیشتگان یا كشیشان كه سیصد و شصت نفر بودند.

 

4- ویزیدگان یا گزیدگان كه شمارشان بسیار بود و دین مانى را تبلیغ كردند.

 

5- نغوشاكان یا نیوشندگان كه عامه پیروان مانى بودند و شمارشان از همه بیشتر بود.مانویان، تحت تاثیر آیین زردشت، سه اصل اخلاقى را رعایت مى كردند و آنها را سه مهر مى نامیدند.

 

 - مهر دهان (پرهیز از گفتار زشت )

- مهر دست (پرهیز از كردار زشت )

- مهر دل (پرهیز از پندار زشت )

 

پیروان مانى گیاهخوار بودند و طبقات اول تا چهارم حق ازدواج و مال اندوزى نداشتند. مانویان نماز و روزه داشتند و معبد خود را خانگاه مى نامیدند كه همان خانقاه صوفیان دوران اسلام است.

دین باستانی مزدك

بحرانهاى اجتماعى در پدید آمدن باورهاى دینى نقش مهمى دارند و ادیانی كه در زمان و مكانى بحرانى تاءسیس مى شوند، گسترشى عمومى مى یابند. آیین به شدت اجتماعى مزدك یكى از شواهد این مدعاست.

 

فردوسى در شاهنامه هنگام سخن گفتن از پادشاهى قباد، شرح مفصلى از ظهور مزدك مى دهد. وى مى گوید مزدك حكیمى بود كه مردم را در زمان تنگى برانگیخت تا به انبار غله هجوم برند و از این راه شهرت وى بالا گرفت.

 

دین باستانی زرتشت یا زردشت

ادیان و مذاهب,ادیان باستان,ادیان ایران باستان

 سه اصل دین باستانی زرتشت یعنی گفتار نیك، پندار نیك، كردار نیك در سایر ادیان نیز وجود دارد

 

هنگامى كه چند قرن بر ورود آریاییان به ایران گذشت این قوم اندك اندك به شهر نشینى روى آوردند و این مساءله در جهان بینى ایشان تاءثیر گذاشت.

 

در آن روزگار انسان اصلاح گرى بر خاست و آریاییان را كه خواستار ترك خرافات قدیم بودند، به آیین تازه اى دعوت كرد و آیین مغان را برانداخت. این پیامبر مصلح كه خود را فرستاده خداى خوبى و روشنایى معرفى مى كرد، زرتشت نام داشت. وى مدعى بود آیین خود را از اهورامزدا دریافت كرده تا جهان را از تیرگیها پاك كند و آن را به سوى نیكى و روشنایى رهنمون شود.

 

زرتشتیان به نامهایى چون گبر و مجوسى و پارسى خوانده مى شوند. كلمه (گبر) در زبان سریانى به معناى كافر از از جانب دیگران به آنان اطلاق گردیده و واژه (المجوس) در دستور زبان عربى، اسم جنس جمعى و مفرد آن مجوسى است. (المجوس) در قرآن كریم  در كنار پیروان ادیان دیگر یافت مى شود.

 

اكثر علماى اسلام زرتشتیان را اهل كتاب دانسته اند. احادیثى نیز در این باب موجود است. آیین زرتشت حدود یك قرن قبل از میلاد تحول یافت و آن صورت تحول یافته را آیین مزدیسنى مى نامند. مزدیسنا در لغت به معناى ستایش مزداست.


در آیین زرتشت سه اصل عملى گفتار نیك، پندار نیك، كردار نیك وجود دارد كه مانند آن را در ادیان مختلف مى یابیم. از جمله در اسلام آمده است: (الایمان قول باللسان و اقرار بالجنان و عمل بالاركان.)

احترام به آتش به عنوان یكى از مظاهر خداى روشنایى و افروخته نگه داشتن آن و انجام مراسمى خاص در اطراف آن در معابدى به نام آتشكده مشخصترین ویژگى این دین باستانی است. همچنین آبادانى، كشاورزى دامدارى و شهرنشینى مورد ستایش قرار گرفته است. احترام به حیوانات، مخصوصا سگ و گاو، همچنین خوشرفتارى با مردم نیز جایگاهى ویژه دارد.

 

برخى از آداب و رسوم سرزمین ما از قبیل مراسم چهارشنبه سورى و سوگند خوردن به روشنایى چراغ و چیزهاى دیگر با تعالیم زرتشتى ارتباط دارد. همچنین برخى زندیقان قرون نخست اسلام گرایشهاى زرتشتى داشتند.


پیروان این ادیان پس از ورود اسلام کاهش یافتند ولی در میان ما هنوز تعدادی از آنان وجود دارند

با آن ها درست رفتار کنیم.





نوع مطلب :
برچسب ها : مذاهب ایران باستان، ادیان ایران باستان، دین زرتشت، زرتشت، دین مانوی، ایران باستان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1396/04/5 :: نویسنده : Amir M

سلسله ی هخامنشیان


سلسله هخامنشی یا هخامنشیان (330-559 قبل از میلاد) قدرتمندترین امپراتوری جهان باستان محسوب می شود. هخامنشیان در بیش از 200 سال حکومت خود بیش از 2 میلیون مایل مربع (5 میلیون و 200 هزار کیلومتر مربع) از زمین را فتح کردند. حکومت هخامنشی بزرگ ترین دولتی بود که تا آن زمان تشکیل شده بود و در امپراتوری هخامنشی 46 نژاد مختلف با مذاهب و زبان های گوناگون زندگی می کردند.

پادشاهی هخامنشی محدوده وسیعی از جمله آسیای صغیر، بخش هایی از مصر، بخش هایی از یونان و بخش هایی از هند را در بر می گرفت. آن چه که به عنوان ایران از آن امپراتوری به جا مانده مانند پلی این قسمت های زرخیز را به هم متصل می کرد و کاروان های تجارتی از شرق به غرب و برعکس از ایران عبور می کردند. امپراتوری هخامنشی به مشی عاقلانه در حکومت داری و قدرت نظامی معروف است.

سلسله هخامنشی با حمله اسکندر مقدونی (330 قبل از میلاد) و مرگ داریوش سوم منقرض شد.

بزرگ ترین پادشاهان هخامنشی

هخامنش، سردودمان هخامنشیان، در اوایل قرن 7 پیش از میلاد زندگی می کرده است اما اطلاعات زیادی درباره زندگی اش در دست نیست. از پسر هخامنش، چیش پش، دو شاخه پادشاهان هخامنشی به وجود آمدند. پادشاهان شاخه قدیمی تر کوروش اول، کمبوجیه اول، کوروش دوم (بزرگ)، و کمبوجیه دوم بودند. پس از مرگ کمبوجیه دوم (522 قبل از میلاد) سلطنت شاخه دیگر با پادشاهی داریوش اول شروع شد.

بزرگ ترین پادشاهان هخامنشی به قرار زیرند:

-کوروش دوم یا کوروش کبیر (از 559 تا 529 پیش از میلاد  حکومت کرد) درواقع بنیان گذار امپراطوری  هخامنشی محسوب می شود و تاریخ آغاز امپراتوری هم زمان شروع سلطنت او (559 پیش از میلاد) ذکر می شود.

-داریوش اول (زمان حکومت 486-522 پیش از میلاد) مدیری کارآمد بود و مرزهای امپراتوری را در مقابل تهدیدات خارجی امن کرد. داریوش را می توان بزرگ ترین پادشاه جهان باستان خواند. وی ساخت تخت جمشید را شروع کرد.

-خشایارشا (زمان حکومت او 465-486 پیش از میلاد) بسیاری از بناهایی که داریوش بزرگ ساخت آنها را آغاز کرده بود تکمیل کرد.

ارکان حکومت هخامنشی

با  تدبیر کوروش کبیر و داریوش بزرگ، امپراتوری هخامنشی در نهایت به بزرگ ترین و قدرتمندترین امپراطوری از نظر حکومتی و اجرایی در طول تاریخ بشر تا این لحظه تبدیل شد. درواقع بزرگ ترین کار انجام شده به وسیله این پادشاهان، خود امپراطوری بود. امپراطوری هخامنشی اولین ابرقدرت جهانی بود و این در حالی است که براساس مدل تحمل و احترام به دیگر فرهنگ ها و مذاهب بنا شده بود.

در زمان داریوش اول و خشایارشا، امپراتوری از سمت غرب به مقدونیه و لیبی و از سمت شرق به رود هیپاسیس (بیاس) واقع در شمال هند گسترش یافت. همچنین از شمال به کوه های قفقاز و دریای آرال و از جنوب به خلیج فارس و صحرای عربستان بسط یافت.

امپراتوری به استان هایی (ساتراپی) تقسیم می شد و هر ساتراپی به وسیله ساتراپ اداره می شد. کارهای ساتراپ به طور مکرر مورد بازرسی مقامات قرار می گرفت و به طور مستقیم به پادشاه گزارش می شد.

ظاهراً پادشاهان مذهب زرتشتی داشته اند اما تا حدی هم با آن متفاوت عمل می کرده اند. به عنوان مثال برخلاف عقیده زرتشتیان، پادشاهان در مقبره گذاشته می شدند. (زرتشتیان عقیده داشتند نباید جنازه خاک را بیالاید.) همچنین مذهب زرتشتی با وجود این که اننتشار یافته بود، مذهب رسمی کشور نبوده است.

شاهان هخامنشی تعصب مذهبی نداشتند و بنابراین هر ملتی را در اعتقاداتشان آزاد می گذاشتند. همه ممالک تابع ایران آزاد بودند براساس اعتقادات مذهبی شان رفتار کنند و مذهب شاهان هخامنشی و اهالی ایران به آنها تحمیل نمی شد. هر مملکتی مختار بود مؤسسات ملی، سلسله امرا و روحانیونش را حفظ کند. اما آن چه باعث وحدت این ممالک می شد اطاعت از اوامر شاه بود. همچنین ممالک باید مالیات های تعیین شده را می پرداختند.

کوروش در همه مناطقی که بر آن مسلط  شد و به امپراتوری هخامنشی ضمیمه کرد برده داری را ممنوع کرد. عقاید مهم و اساسی کوروش بعداً بر حقوق بشر جهانی تأثیرات بزرگی به جا گذاشت.

در دوره هخامنشیان روحانیون در دربار نفوذ نداشتند. در میان طبقه اشراف هم 6 خانواده پارسی و 6 خانواده مادی طرف توجه بودند. مشاغل سفارت و سرداری و ولایت ابتدا به خانواده های پارسی و بعد به خانواده های مادی می رسید.

ظاهراً پادشاه بر تمام قضات نظارت داشت. پادشاهان با قضاتی که به ناحق حکم می دادند بی رحمانه رفتار می کردند. همچنین در ازای جنایتی که کسی برای اولین بار مرتکب می شد حکم اعدام داده نمی شد. همچنین عقیده بر این بود که اگر کسی مرتکب کار بدی شده باید در مقابل تقصیر او کارهای خوبش را هم در نظر داشت و اگر کارهای بد او برتری داشت مجازات می شد.

هخامنشیان نیرویی ده هزار نفری به نام لشکر جاویدان داشتند که مسلح و حاضر به خدمت بودند اما در موقع لزوم از اهالی ولایات هم تعداد نیرویی که لازم بود به کار گرفته می شد. این افراد که به صدها هزار نفر بالغ می شدند تعلیم ندیده و با زبان ها و مذاهب و عادات مختلف بودند که در یک جا جمع می شدند و رابطه معنوی با هم نداشتند. به خاطر همین بود که وقتی حمله سختی از سوی دشمن انجام می شد لشکر شکست می خورد و افراد کشته یا متفرق می شدند.

سپاه جاویدان که تعلیم دیده بودند و خوب مسلح شده بودند در قلب لشکر جای می گرفتند و اگر دشمن موفق می شد به صفوف لشکر ایران راه پیدا کند افراد تعلیم ندیده که نمی توانستند پابه پای سپاه جاویدان حرکت کنند مجبور به عقب نشینی می شدند. ظاهراً این یکی از ضعف های ایران در هنگام جنگ با یونانی ها بوده است.

ایرانی ها در زمان هخامنشیان دریانوردان خوبی بوده اند و درمواقع لزوم از فینیقی ها، یونانیان آسیای صغیر و جزیره قبرس نیز استفاده می کردند.

کتیبه های سلطنتی معمولاً سه زبانه بود. این زبان ها عبارت بودند از پارسی باستان، ایلامی و اکدی. زبان آرامی هم در کارهای اداری امپراتوری و مکاتبات دیپلماتیک مورد استفاده قرار می گرفت.

در دوران اوج امپراتوری، فعالیت های ساختمانی گسترده ای انجام گرفت که بناهای پاسارگاد و تخت جمشید احتمالاً برجسته ترین آنها بوده است. نقش برجسته ها و تعداد زیادی از اشیاء هنری کوچک تر، سبک کار قابل توجه آن دوره را به نمایش می گذارد. فلزکاری، به خصوص طلاکاری بسیار توسعه یافته بوده و نمونه های مختلفی از کار فلزکاری با دقت بالا باقی مانده اند.


سلسله هخامنشی یا هخامنشیان (330-559 قبل از میلاد) قدرتمندترین امپراتوری جهان باستان محسوب می شود. هخامنشیان در بیش از 200 سال حکومت خود بیش از 2 میلیون مایل مربع (5 میلیون و 200 هزار کیلومتر مربع) از زمین را فتح کردند. حکومت هخامنشی بزرگ ترین دولتی بود که تا آن زمان تشکیل شده بود و در امپراتوری هخامنشی 46 نژاد مختلف با مذاهب و زبان های گوناگون زندگی می کردند.

پادشاهی هخامنشی محدوده وسیعی از جمله آسیای صغیر، بخش هایی از مصر، بخش هایی از یونان و بخش هایی از هند را در بر می گرفت. آن چه که به عنوان ایران از آن امپراتوری به جا مانده مانند پلی این قسمت های زرخیز را به هم متصل می کرد و کاروان های تجارتی از شرق به غرب و برعکس از ایران عبور می کردند. امپراتوری هخامنشی به مشی عاقلانه در حکومت داری و قدرت نظامی معروف است.

سلسله هخامنشی با حمله اسکندر مقدونی (330 قبل از میلاد) و مرگ داریوش سوم منقرض شد.

بزرگ ترین پادشاهان هخامنشی

هخامنش، سردودمان هخامنشیان، در اوایل قرن 7 پیش از میلاد زندگی می کرده است اما اطلاعات زیادی درباره زندگی اش در دست نیست. از پسر هخامنش، چیش پش، دو شاخه پادشاهان هخامنشی به وجود آمدند. پادشاهان شاخه قدیمی تر کوروش اول، کمبوجیه اول، کوروش دوم (بزرگ)، و کمبوجیه دوم بودند. پس از مرگ کمبوجیه دوم (522 قبل از میلاد) سلطنت شاخه دیگر با پادشاهی داریوش اول شروع شد.

بزرگ ترین پادشاهان هخامنشی به قرار زیرند:

-کوروش دوم یا کوروش کبیر (از 559 تا 529 پیش از میلاد  حکومت کرد) درواقع بنیان گذار امپراطوری  هخامنشی محسوب می شود و تاریخ آغاز امپراتوری هم زمان شروع سلطنت او (559 پیش از میلاد) ذکر می شود.

-داریوش اول (زمان حکومت 486-522 پیش از میلاد) مدیری کارآمد بود و مرزهای امپراتوری را در مقابل تهدیدات خارجی امن کرد. داریوش را می توان بزرگ ترین پادشاه جهان باستان خواند. وی ساخت تخت جمشید را شروع کرد.

-خشایارشا (زمان حکومت او 465-486 پیش از میلاد) بسیاری از بناهایی که داریوش بزرگ ساخت آنها را آغاز کرده بود تکمیل کرد.

ارکان حکومت هخامنشی

با  تدبیر کوروش کبیر و داریوش بزرگ، امپراتوری هخامنشی در نهایت به بزرگ ترین و قدرتمندترین امپراطوری از نظر حکومتی و اجرایی در طول تاریخ بشر تا این لحظه تبدیل شد. درواقع بزرگ ترین کار انجام شده به وسیله این پادشاهان، خود امپراطوری بود. امپراطوری هخامنشی اولین ابرقدرت جهانی بود و این در حالی است که براساس مدل تحمل و احترام به دیگر فرهنگ ها و مذاهب بنا شده بود.

در زمان داریوش اول و خشایارشا، امپراتوری از سمت غرب به مقدونیه و لیبی و از سمت شرق به رود هیپاسیس (بیاس) واقع در شمال هند گسترش یافت. همچنین از شمال به کوه های قفقاز و دریای آرال و از جنوب به خلیج فارس و صحرای عربستان بسط یافت.

امپراتوری به استان هایی (ساتراپی) تقسیم می شد و هر ساتراپی به وسیله ساتراپ اداره می شد. کارهای ساتراپ به طور مکرر مورد بازرسی مقامات قرار می گرفت و به طور مستقیم به پادشاه گزارش می شد.

ظاهراً پادشاهان مذهب زرتشتی داشته اند اما تا حدی هم با آن متفاوت عمل می کرده اند. به عنوان مثال برخلاف عقیده زرتشتیان، پادشاهان در مقبره گذاشته می شدند. (زرتشتیان عقیده داشتند نباید جنازه خاک را بیالاید.) همچنین مذهب زرتشتی با وجود این که اننتشار یافته بود، مذهب رسمی کشور نبوده است.

شاهان هخامنشی تعصب مذهبی نداشتند و بنابراین هر ملتی را در اعتقاداتشان آزاد می گذاشتند. همه ممالک تابع ایران آزاد بودند براساس اعتقادات مذهبی شان رفتار کنند و مذهب شاهان هخامنشی و اهالی ایران به آنها تحمیل نمی شد. هر مملکتی مختار بود مؤسسات ملی، سلسله امرا و روحانیونش را حفظ کند. اما آن چه باعث وحدت این ممالک می شد اطاعت از اوامر شاه بود. همچنین ممالک باید مالیات های تعیین شده را می پرداختند.

کوروش در همه مناطقی که بر آن مسلط  شد و به امپراتوری هخامنشی ضمیمه کرد برده داری را ممنوع کرد. عقاید مهم و اساسی کوروش بعداً بر حقوق بشر جهانی تأثیرات بزرگی به جا گذاشت.

در دوره هخامنشیان روحانیون در دربار نفوذ نداشتند. در میان طبقه اشراف هم 6 خانواده پارسی و 6 خانواده مادی طرف توجه بودند. مشاغل سفارت و سرداری و ولایت ابتدا به خانواده های پارسی و بعد به خانواده های مادی می رسید.

ظاهراً پادشاه بر تمام قضات نظارت داشت. پادشاهان با قضاتی که به ناحق حکم می دادند بی رحمانه رفتار می کردند. همچنین در ازای جنایتی که کسی برای اولین بار مرتکب می شد حکم اعدام داده نمی شد. همچنین عقیده بر این بود که اگر کسی مرتکب کار بدی شده باید در مقابل تقصیر او کارهای خوبش را هم در نظر داشت و اگر کارهای بد او برتری داشت مجازات می شد.

هخامنشیان نیرویی ده هزار نفری به نام لشکر جاویدان داشتند که مسلح و حاضر به خدمت بودند اما در موقع لزوم از اهالی ولایات هم تعداد نیرویی که لازم بود به کار گرفته می شد. این افراد که به صدها هزار نفر بالغ می شدند تعلیم ندیده و با زبان ها و مذاهب و عادات مختلف بودند که در یک جا جمع می شدند و رابطه معنوی با هم نداشتند. به خاطر همین بود که وقتی حمله سختی از سوی دشمن انجام می شد لشکر شکست می خورد و افراد کشته یا متفرق می شدند.

سپاه جاویدان که تعلیم دیده بودند و خوب مسلح شده بودند در قلب لشکر جای می گرفتند و اگر دشمن موفق می شد به صفوف لشکر ایران راه پیدا کند افراد تعلیم ندیده که نمی توانستند پابه پای سپاه جاویدان حرکت کنند مجبور به عقب نشینی می شدند. ظاهراً این یکی از ضعف های ایران در هنگام جنگ با یونانی ها بوده است.

ایرانی ها در زمان هخامنشیان دریانوردان خوبی بوده اند و درمواقع لزوم از فینیقی ها، یونانیان آسیای صغیر و جزیره قبرس نیز استفاده می کردند.

کتیبه های سلطنتی معمولاً سه زبانه بود. این زبان ها عبارت بودند از پارسی باستان، ایلامی و اکدی. زبان آرامی هم در کارهای اداری امپراتوری و مکاتبات دیپلماتیک مورد استفاده قرار می گرفت.

در دوران اوج امپراتوری، فعالیت های ساختمانی گسترده ای انجام گرفت که بناهای پاسارگاد و تخت جمشید احتمالاً برجسته ترین آنها بوده است. نقش برجسته ها و تعداد زیادی از اشیاء هنری کوچک تر، سبک کار قابل توجه آن دوره را به نمایش می گذارد. فلزکاری، به خصوص طلاکاری بسیار توسعه یافته بوده و نمونه های مختلفی از کار فلزکاری با دقت بالا باقی مانده اند.





نوع مطلب : تاریخی، 
برچسب ها : هخامنشیان، آریایی ها، ایران باستان، کوروش کبیر، داریوش هخامنشی، پارس ها،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1396/04/1 :: نویسنده : Amir M
ایران پیش از ورود آریایی ها


قبل از ورود آریایی ها به فلات ایران وتشکیل اولین حکومت از اقوام آریایی ها در شمال غربی ایران کنونی اقوام دیگری نیز در ایران می زیستند ,که آثاری از آنان بر جای مانده است.نام بعضی از این اقوام که در آثار مکتوب وکتیبه ها مربوط به ایران هم از آنها نام برده شده عبارتند از
عیلامی ها در جنوب غربی ایران(خوزستان کنونی)و فارس کنونی,تپوری ها در حاشیه جنوبی دریای خزر که نام تپورستان یا طبرستان از آنها گرفته شده است.کاسیها که ظاهرا نام کاسپین یا دریای خزر از آنان گرفته شده واورارتورها که در شمال غربی ایران و مشرق اسیای صغیر(ترکیه کنونی) و ارمنستان زندگی می کردند و نام کوه ارارات هم ظاهرا از این قوم گرفته شده است.مهم ترین این اقوام که در حدود دو هزار سال پیش از تشکیل نخستین حکومت آقوام آریایی در ایران در فلات ایران مستقر شده و حکومتی تشکیل دادند عیلامی ها بودند.در صورت بازخورد به ادامه مطلب خواهیم پرداخت.




نوع مطلب :
برچسب ها : تاریخ، نسل آریایی، کوچ آریایی ها، نژاد، ایران باستان،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :