تبلیغات
اطلاعات عمومی - مطالب تیر 1396
 
اطلاعات عمومی
امیدما،دانایی ایرانیان
درباره وبلاگ


تبادل با لینک مرتبت.
شرکت در نظرسنجی کمک به ماست.


باتشکرAmirM

مدیر وبلاگ : Amir MP
نویسندگان
نظرسنجی
علاقه به قرار دادن کدام مطالب دارید؟











سه شنبه 1396/04/13 :: نویسنده : Amir MP

بمب هیدروژنی

نخستین تسلیحات اتمی ساخته شده و استفاده شده در جنگ (توسط ایالات متحده آمریکا در حملاتش علیه ژاپن به سال 1945 میلادی) همگی از نوع «شکافت خالص» بودند و در جریان جنگ سرد نیز قدرت این تسلیحات به میزان قابل توجهی افزایش یافت.

نخستین بمب هیدروژنی دنیا Ivy Mike نام داشت که توسط ایالات متحده آمریکا ساخته شد و در سال 1952 میلادی در منطقه Enewetak Atoll اقیانوسه آزمایش گردید. بعد از این اتفاق  اتحادیه جماهیر شوروی آزمایشی مشابه به این را در سیبری انجام داد.

در سال 1957 میلادی، بریتانیا به این گروه پیوست و یکی از بمب های هیدروژنی خود را روی جزیره مالدن در قلب اقیانوسیه انداخت. چین نیز نخستین بمب هیدروژنی اش را در منطقه آزمایش Lop Nur در سال 1967 میلادی منفجر کرد و فرانسه نیز اواخر همین سال آزمایشی مشابه را در جنوب اقیانوسیه انجام داد.

براساس اعلام کارشناسان، اغلب بمب های هسته ای که امروز توسط پنج عضور دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد (یعنی ایالات متحده آمریکا، فرانسه، انگلیس، روسیه و چین) مورد استفاده قرار می گیرند همگی از نوع حرارتی هسته ای (thermonuclear) هستند.

در سال 1998 میلادی، هند مجموعه ای از آزمایشات هسته ای خود را انجام داد که طبق اعلام نظر کارشناسان یکی از آنها از نوع هیدروژنی بوده است، البته به ذعم بسیاری، آن بمب آنقدر قوی نبوده که بتوان به حسابش آورد.

تشخیص انواع بمب

10-ivy-mike

اما نکته مهمی که کارشناسان برای تشخیص نوع یک بمب به آن رجوع می کنند، نوع گرد و غباری است که بعد از انفجار بر جای می ماند چراکه ایزوتوپ های رادیواکتیو، هر یک نشان دهنده فرایندهای متفاوتی هستند.

برای نمونه با استفاده از این بقایا می توان تشخیص داد که آیا یک واکنش هسته ای شامل شکافت (یا تقسیم اتم های سنگین) بوده است یا علاوه بر آن، همجوشی (یا همان الحاق اتم های سبک) را نیز در بر می گرفته؟

اینکه مواد شکافتی اورانیوم بوده اند یا پلوتونیم و آیا هر دوی واکنش های شیمیایی رخ داده اند یا خیر، در کنار هم اتفاق افتاده اند یا با فاصله از هم، همه و همه از مواردی هستند که می توان با بررسی گرد و غبار به جای مانده از انفجارهای هسته ای تشخیص شان داد.

الفبای ساخت بمب های هیدروژنی

در تسلیحات هسته ای از «انرژی قدرتمند هسته ای» استفاده می شود که ذرات دارای بار مثبت (یعنی پروتون ها) را در هسته اتم کنار هم نگه می دارد. این نیرو صرفا در فاصله های اندک موثر واقع می شود، با این همه، در حدود چندین تریلیون از گرانش قوی تر است و به همین خاطر به راحتی می تواند بر دافعه میان بارهای مثبت غلبه کند (می توانید آن را به سان نزدیک کردن دو قطب هم نام آهن ربا در نظر بگیرید).

انواع تسلیحات هسته ای

1813aqov5wc2jjpg

تسلیحات هسته ای هم بر دو نوع هستند؛ نخست نوعی که به واسطه تقسیم شدن هسته های بسیار بزرگ (شکافت هسته ای) کار می کنند و دیگر نوعی که با فشرده سازی اتم های بسیار کوچک (همجوشی هسته ای در بمب های هیدروژنی که تحت عنوان بمب های حرارتی هسته ای از آنها یاد می شود) فعال می شوند.

در هر دوی این فرایندها مقدار قابل توجهی انرژی آزاد می گردد. نخستین مانع در ساخت یک بمب هسته ای پیدا کردن سوخت هسته ایست. انواع انگشت شماری از اتم ها در طبیعت وجود دارند که هم اندازه مناسب دارند و هم به اندازه کافی فراوانند که بشود با آنها بمب هسته ای تولید کرد.

در بمب های شکافتی یا از اورانیم استفاده می شود یا پلوتونیم و یا ترکیبی از دوتریوم و تریتیوم (که هر دویشان اشکال کم یابی از هیدروژن هستند) تا همجوشی هسته ای اتفاق بیافتد.

تهیه اورانیوم برای ساخت تسلیحات هسته ای نیز کار آسانی نیست و برای این منظور به توده های غنی شده از شکل کمتر پایدار اورانیوم 235 نیاز است که آن نیز تنها یک درصد از میزان اورانیوم موجود در طبیعت را تشکیل می دهد.

99 درصد باقی مانده از اورانیوم موجود در طبیعت نیز از نوع 238 است که برای ساخت بمب های هسته ای به کار نمی آید چراکه به راحتی نمی توان اتم های آن را دچار شکافت هسته ای کرد.

تفکیک این دو نوع اورانیوم که تقریبا از هر لحاظ به غیر از وزن با هم شبیه هستند نیز کار دشواری است و به زمان و انرژی زیادی نیاز دارد. محض اطلاع تان باید بگوییم، نیروگاهی که اورانیوم مورد نیاز برای ساخت نخستین بمب اتمی را عنی سازی کرد در حدود 161 کیلومتر لوله کشی و هزاران هیتر و کمپرسور داشت تا اورانیومم را به گاز تبدیل کرده و بتواند ایزوتوپ های آن را از هم جدا کند.

مشکلی که در مورد تریتیوم (یکی از ایزوتوپ های هیدروژن وجود دارد) از این هم بزرگ تر است. این ماده به شکل طبیعی تقریبا وجود خارجی ندارد و به همین خاطر لازم است که با استفاده از رآکتورهای خاصی تولید شود که کار ساختشان نیز ساده نیست و هر بار نیز میزان اندکی تریتیوم تولید می کنند.

بنابراین اغلب کشورها نمی توانند سوخت هسته ای مناسب برای ساخت بمب را تامین کنند و در نتیجه توان تولید این بمب ها را هم ندارند.

با در اختیار داشتن سوخت کافی اما می توان یک بمب هسته ای ابتدائی تولید کرد و آنچه برای این منظور نیاز دارید ایحاد شرایطی است که بتواند رشته ای از واکنش های شیمیایی را رقم بزند.

یک انفجار هسته ای کوچک

titanii2 (1)

در تسلیحاتی که با شکافت هسته ای کار می کنند، وقتی یک اتم اورانیوم 235 تقسیم می شود دو نوترون آزاد می گردد. اگر هر کدام از این نوترون ها با یک اتم اورانیوم 235 دیگر برخورد کند، آن دو اتم دچار شکافت شده و دو نوترون دیگر تولید می شود و این روند همچنان ادامه پیدا می کند. این اتفاق البته تنها در صورتی رخ میدهد که به مقدار کافی اورانیوم 235 در یک بخش وجود داشته باشد تا هر کدام از نوترون ها شانس آن را داشته باشند که با اتم دیگر برخورد نمایند.

بعد از آنکه مقدار کافی از اورانیوم 235 به دست آمد، کار ساده خواهد بود. تنها کافیست که با دو توده کوچک از اورانیوم کار خود را آغاز نمایید و آنها را با سرعت بالا با هم برخورد دهید.

تسلیحات نوع همجوشی پیچیدگی بیشتری دارند. همجوشی هسته ای نیازمند شرایطی است که تنها درون خورشید وجود دارد و آن دما و فشار بسیار بالاست (میلیون ها برابر چیزی که ما روی زمین داریم).

سوخت هسته ای نیز باید برای مدتی طولانی در چنین شرایطی نگهداری شود تا همجوشی آغاز گردد. البته جزئیات تکنیکی این کار سِری است اما یکی از روش های ایجاد شرایط دمایی نظیر خورشید است که ابتدا یک شکافت هسته ای رخ دهد.

به بیان دیگر لازم است که یک بمب هسته ای بسازید و از طریق آن، بمب هیدروژنی تان را آماده نمایید.

بزرگ ترین بمب هیدروژنی تاریخ Tsar Bobma (سال 1961 میلادی) نام دارد که بیش از 3000 مرتبه بزرگ تر از بمب اتمی مورد استفاده در هیروشیما بود.

وقتی این بمب در منطقه ای دورافتاده واقع در روسیه آزمایش گردید، پیش بینی شد هر فردی در فاصله 100 کیلومتری از انفجار آن قرار داشته باشد دچار سوختگی درجه سوم خواهد شد. بعد از تست مشخص گردید به خاطر قدرت انفجاری بالای آن آزمایش، شیشه منازل در محدوده 900 کیلومتری از محل انفجار شکسته است. این یعنی، اگر آن انفجار در برلین اتفاق می افتاد، شیشه منازل در لندن فرو می ریخت.





نوع مطلب : جنگ افزار، 
برچسب ها : بمب هیدروژنی، قوی تر از بمب هسته ای، بمب هیدروژنی در دست چه کشورهایی است؟، مخترع بمب هیدروژنی، بمب های اتمی، ساخت بمب هیدروژنی، تفاوت بمب هسته ای و هیدروژنی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1396/04/12 :: نویسنده : Amir MP

فراماسون ها کیستند


بعد ار اینکه امپراطوری روم سقوط میکنه بسیاری از شهر ها از بین میرن و یا اینکه به صورت دهکده های کوچکی در میان اما به زودی مردم برای سکونت اطراف کلیسشا ها جمع میشن و شهر هایی رو تشکیل میدن به علت و جود کلیسا و امنین در این شهر ها دیری به طول نمی انجامد که روستائیان هم شهر نشین میشوند و جمعیت شهر ها رو به فزونی می رود 
ساکنان اصلی این شهر ها از طریق تجارت و بازرگانی ثروت زیادی کسب میکنند و هر کدام از اصناف برای خود اتحادیه های تشکیل دادند که ماسون ها یا معماران که به دلیل ساختن کلیساها هسته اصلی تشکیل دهنده شهر ها بودند یکی از آن اتحادیه ها بودند
.
به همین دلیل ( ساختن کلیساها ) در میان مردم از اعتبار و اهمیت زیادی بر خوردار بودند این عده برای اینکه به اصطلاح حرفه شان لوث نشود از اموختن این حرفه به افراد جلوگیری میکردند و روز به روز به دلیل ساختن کلیسا ها و شهر های جدید از اجر مادی و معنوی زیادی برخوردار میشدند 
شهر ها توسط فئودال ها ی بزرگ اداره میشد و هیچ گونه آزادی وجود نداشت تا اینکه اتحادیه اصناف یا همان کمونها برای به دست آوردن آزادی به مبارزه با فئودال ها پرداختند و بالخره هم کمون ها پیروز شدند از آن پس به بعد دنبال اسم همه اصناف نا آزاد قید میشد که ماسون ها ازین جمله بودند 
اتحادیه فراماسون ها یا بنایان آزاددر سال 1093 میلادی شکل گرفت در آن زمان فراماسونها یک سازمان صنفی به شمار می آمدند و هیچ جنبه سیاسی نداشتند و تنها با تشکیل کلاسهایی (لژها )سعی در پیشبرد اهداف صنفی خود داشتند و حتی تا آخر قرن هفدهم درلژ ها بحثی جز مسایل فنی معماری نبود 
نخستین این لژها در کشور آلمان احداث شد که به آنها هاپت هوتن یا لژهای بزرگ میگفتندو سازمان های امروزه فراماسونی از همین لژهای هاپت هوتن سر چشمه میگیرند 
این سازمانها تا قرن ها به فعالیت صنفی خود ادامه دادند تا اینکه در سال 1717میلادی انگلیسی ها رشته امور فراماسونری رابه دست گرفته و آن را از مسیر اصلی خود منحرف کردند و از همین زمان دوره دوم تاریخ فراماسونری که رنگ و ماهیت جدیدی دارد آغاز میشود .


تغییر مسیر فراماسون ها


محافل جدید ماسون ها در اواخر قرن 18 رشدگسترده ای یافت به طوری که در خود انگلستان بالغ بر 1600 لژ وجود داشت این محافل جدید ماسونی به زودی در کشورهایی نظیر : فرانسه ، هند ، المان ، هلند ، سوئد ، پرتقال ،ایتالیا و ......و اکثر نقاط اروپا شکل گرفت 
این لژ ها موظف بودند که اصول خود را پنهان نگه داشته و بشریت را از نعمت آزادی برادری و برابری بر خوردار کنند (!)
در همین زمان فراماسون ها در صدد برا امدند که برای خود تاریخ باستانی تنظیم نمایند تا انجاکه اعلام کردند که اولین جمعیت ماسونی توسط حضرت ادم بنا گشته است و همچنین اداعای دیگری که هر لژ به نوبه خود اعلام می کرد (مثلا لژژرژالیدر یکی از برجسته ترین اعضای ماسونی اعلام داشت که بانی و موسس فراماسون ها حضرت موسی است )و این ادعا ها تا انجا پیش رفت که مانی ایرانی را نیز فراماسون دانستند  


فراماسونری در آمریکا


پس از ایجاد اولین لژ در بوستون و فلادلفیا به تدریج تعداد لژ ها انقدر افزایش یافت که در اندک زمانی بعد هیچ شهری در آمریکا پیدا نمی شد که دارای لژ نباشد نکته جالب توجه اینکه فراماسون های آمریکایی سیاه پوستان را به داخل لژ های خودشون راه نمی دن و حتی زمانی که سیاه پوستان لژی مستقل به نام پرنس هال مخصوص خود ایجاد میکنند لژ برزگ حاضر به شناسایی آن نمی شود (جای تعجب هست که کسانی که شعارشان برابری و(شعار فراماسون ها ) ..........هست این چنین اند ) چون اصولا فراماسون ها همیشه مایل بودند که افراد صاحب مقام را به جرگه خود راه دهند !
فعالترین لژ ماسون ها امروزه لژ آمریکا هست که بر خلاف ادعاشون مبنی بر عدم دخالت در سیاست مدارکی محکم دال بر دخالتشان وجود دارد !و فراماسون های امریکایی به طور عام همان سیاستمداران آمریکایی اند 
و با اعزام مسیونر ها و تاسیس بنگاه های خیریه و فرستادن مستشاران نظامی و فنی و اقتصادی به کشور های جهان سوم در پی رسیدن به اهداف خود هستند ماسونها در امویکا انچنان قدرت را به دست گرفتند که مزردم اعتقاد دارند تا کسی ماسونی نباشد نمی تواند وارد دستگاه دولت شود 
زیرا مشاغل عالیه به فراماسون ها اختصاص دارد  

 

ماده نگاری در منابع فراماسونری

این علامت در افکار عمومی به عنوان نماد «یهودی ها» شناخته شده است و به آن « ستاره ی داوود » یا « مهر سلیمان » هم می گویند؛ ولی در حقیقت این نماد هم جزء نمادهای الحادی بوده که بر اساس تفکرات الحادی مصر باستان ساخته شده است و نماد تعادل طبیعت بین زن و مرد، طبع سرد و گرم، الهه های ماه و خورشید و…. است. البته علامت مذکور در مکتب های الحادی دیگر، مانند هندوییسم و دیگر مکتب های شرقی نیز با مفاهیم مشابهی به کار می رود. برای مثال در تفکر مصر باستان، از امتزاج قدرت خدایانIsis و Osiris، تعادل در عالم خلقت ایجاد شده است. 

 

۳-لامت آنخ (Ankh) که نماد Isis است و در لژهای ماسونی به کار می رود.(9) این علامت امروزه به عنوان سمبل جنس زن و نشانه ی فمینیست ها (Feminists) نیز به کار می رود.  


۴-ستون سنگی با نوک هرمی (Obelisk): این نماد که نماد زایندگی و باروری در مصر باستان بوده است، در بناهای ماسونی متعددی به کار رفته است. 

 

وجه کنید که Obelisk ها دقیقاً به شکل فوق می باشند و به صورت ستون سنگی منشوری شکل هستند که سطح مقطع مربعی دارند و در انتهای آن ها نیز همیشه هرم وجود دارد. بنابراین بناهایی که ویژگی های فوق ر نداشته باشند، Obelisk محسوب نمی شوند. برای درک بهتر این مطلب به اشکال زیر توجه فرمایید:

علامات

علاوه بر علاماتی که در قسمت های قبلی ذکر شد، علامات دیگر و اعداد خاصی مورد توجه فراماسون ها هستند که اکثر آنها نیز منشاء مصری دارند، هرچند علامت هایی نیز از دیگر عقاید الحادی ملل باستان از جمله آریایی های قدیم (نه دین زرتشت) ، شرق دور و… اقتباس شده اند. 

 مهمترین آنها عبارتند از:

 1) پرگار و گونیا (یکی از مهمترین و معروفترین علامات).

 در وسط این دو علامت، حرف G قرار گرفته است.(30) (به اعتقاد فراماسونها، « Goat = بز » نماد شیطان است.

 نکته ی جالب دیگر، این که در برخی از لژ ها بر روی علامت پرگار و گونیا، علامت چشم جهان بین نیز حک شده است که نشان دهنده ی اهمیت فوق العاده ی علامت چشم جهان بین در نزد ماسون ها می باشد.   

 

۲) ستاره ی 5 گوشه یا Baphomet.

 3) چلیپای شکسته (صلیب شکسته) ی Swastika: علامت شناخته شده ی هیتلر و نازی ها. 

 

نکته ی جالب اینکه این علامت در گروه های ماسونی هم کاربرد دارد.(36) در شکل سمت چپ که مربوط به ماسونهاست، طرحی دیده می شود که در بالای آن علامت صلیب شکسته، و در وسط آن ستاره ی شش گوش مشاهده می گردد که هم ستاره ی شش گوش و هم صلیب شکسته مورد تقدیس ماسون ها هستند.

 البته لازم به ذکر است که بعد از جنایات هیتلر اکثر گروه های ماسونی به منظور پرهیز از بدنامی، استفاده از چلیپای شکسته را کنار گذاشتند؛ این در حالی است که قبل از جنگ جهانی دوم، علامت چلیپای شکسته یک علامت کلیدی در فراماسونری بوده است.

 5) جمجمه و استخوان Bones) &Skull ).(39) 

 

7) عدد 13.

عدد مقدس ماسون ها و یهودیان است. فراماسون  در بسیاری از نماد های خود، تعداد اجزاء را 13 قرار می دهند.

 8) عدد 33.

همان طور که گفتیم در فراماسونری، صاحب درجه ی 33 بالاترین قدرت را داراست. در سمبل بسیاری از گروههای ماسونی از جمله در علامت مربوط به یک گروه ماسونی شهر (Memphis) آمریک (که نام شهر باستانی Memphis مصر را برخود نهاده اند)، عدد 33 بکار رفته است. 

 

ابزار فراماسونری

 فراماسونری در طول تاریخ با تمام وجود، از همه ی قدرت و امکانات موجود برای رسیدن به مقاصد خود بهره برده است. بعد از نابودی حکومت مصر باستان، این عقیده به شکلی مخفی و رمزآلود ولی فعالی و پویا، در طی اعصار و قرون در بین جوامع خزیده است. از اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 و همزمان با استقلال آمریکا، فراماسونری با این تفکر که دیگر در موضع قدرت قرار گرفته است، آهسته آهسته خود را از لایه های زیرین جوامع بیرون کشیده و بدون واهمه، نمادهای خود را عرضه نموده است؛ تا آنجا که در سالهای اخیر به دلیل قدرت فراوان، اعمال خود ر علنی تر کرده تا عده ای را با ترساندن از قدرت خود، به سمت خویش جذب کند و پایه های خود را مستحکم تر نماید.

 فراماسونری در طول تاریخ برای پیشبرد اهداف خود و مبارزه با ادیان، در دو جبهه ی کلی و مهم به فعالیت پرداخته است:

 1 – جبهه ی اقتصادی، سیاسی، نظامی و تکنولوژیکی (که از اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 به موفقیت نایل شده و از آن زمان جهان ر تحت تأثیر قرار داده است.) در این جبهه، نقش اصلی را کشورهای اسرائیل و آمریکا برعهده دارند .

 2 – جبهه ی فکری، عقیدتی و فرهنگی

 در جبهه ی عقیدتی، فراماسونری ب عناوین مختلف در دین های اسلام، مسیحیت و یهودیت نفوذ کرده است:

 اسلام: از طریق رواج بهائیت، بعضی از فرقه های عرفانی نوپ و فراماسونهای طیف Shriner، قصد تضعیف دین اسلام را داشته و دارد.

 مسیحیت: فراماسونری گروه هایی به نام اوانجلیکاله (نوانجیلی ها) را رواج داده که اهداف و اعمالشان هم جهت با عقاید فراماسون ها است و این گروه ها تا حد زیادی هم موفق بوده اند. فراماسونه در واتیکان و بعضی از فرقه های پروتستان هم نفوذ کرده اند. از این مطلب می توان نتیجه گرفت که مشکلات اخیر واتیکان با اسلام و کشورهای اسلامی نیز ناشی از همین موضوع می باشد.

 یهودیت : اکثر یهودیان بالاخص ساکنین اسرائیل جزء وابستگان تشکیلات ماسونی هستند . ارتباط یهود و فراماسونری ارتباطی دوطرفه است، یهود به رواج تعالیم ماسونی یا کابالا پرداخته و فراماسونری هم از یهود حمایت می کند.

 پس از ذکر اطلاعات مقدماتی پیرامون فراماسونری، به بررسی شواهد ارتباط کشور ها و گروه های مختلف با فراماسونری می پردازیم. 

شواهد فراماسونری

 1 – برجسته ترین افرادی که بیانیه ی اعلان استقلال آمریکا را در سال 1776 میلادی امضا کردند، فراماسون بوده اند.(45) اینان عبارتند از:

Benjamin Franklin-Thomas Jefferson-George Washington-John Adams

 (البته در مورد جان آدامز نظره متفاوت است، ولی در مورد 3 تن دیگر، در ماسون بودنشان شکی وجود ندارد. نکته ی دیگر این که منظور از John Adams در این جا، John Adams پدر است، نه John Quincy Adams یا John Adams پسر.)

 برجسته ترین امضا کنندگان بیانیه ی اعلان استقلال آمریک در سال 1776. (همگی آن ه ماسون بوده اند.)  

 


 که اولین رئیس جمهور آمریک بود، لقب استاد اعظم فراماسونری (بالاترین درجه و رتبه در فراماسونری ، و تقریباً همرده ی اسقف در مسیحیت و خاخام در یهودیت) داشت. در تصویر، جرج واشنگتن در یک لژ فراماسونری دیده می شود، در این عکس علامت گونیا و پرگار روی پیشبند وی دیده می شود و در بالای سرش علامت G (=Goatبز) نمایش داده شده است. 

۲ – طرح های اولیه ارائه شده برای پرچم آمریکا، به وضوح دارای علامت ه و نمادهای فراماسونری بودند.(49) از جمله چشم جهان بین ی چشم نورافشان، که به نظر می رسد به دلیل نوپا بودن آمریکا در آن زمان، مؤسسین آمریک از ریسک در این زمینه اجتناب کردند، زیرا به دلیل وجود جو مذهبی در مردم آن زمان، ممکن بود علایم واضح ماسونی، مردم را از نیات سیاستمداران آگاه نماید و بدین ترتیب، حکومت نوپای ماسونی آمریکا سرنگون گردد.   


۳- شاهد دیگر ماسونی بودن حکومت آمریکا، پرچم کنونی این کشور است که از 13 خط سفید و قرمز تشکیل شده است. (13 عدد خوش یمن ماسون ها است.)  

 

۴-

نحوه ی ساخت بناها و ساختمان های شهر واشنگتن (پایتخت آمریکا).

اولین ساختمان مورد بحث، پنتاگون (وزارت جنگ آمریکا) است. پنتاگون به شکل 5 ضلعی ساخته شده، که اگر اقطار آن را به هم وصل کنیم، ستاره ی پنج گوش در وسط آن به وجود می آید که نسبت به کاخ سفید، مع****** است و تشکیل Baphomet می دهد. 


نحوه ی قرار گیری ساختمان های مهم دولتی و ماسونی از جمله کاخ سفید و کنگره (کاپیتول) نسبت به یکدیگر:

اگر کاخ سفید و میدانهای اطرافش را به هم وصل کنیم، نسبت به کاخ سفید، شکل ستاره ی 5 پر مع****** یا Baphomet به دست می آید.(54) تصویر زیر که مطلب فوق ر نشان می دهد، توسط برنامه ی Google Earth تهیه شده است. 


 «سلامی ایشینداغ» در کتاب خود با عنوان الهاماتی از فراماسونری می‌نویسد:

 کل فضا، اتمسفر، ستارگان، همة موجودات زنده و غیرزنده از اتم ساخته شده‌اند. بشر جز اجتماعِ اتفاقیِ اتم‌ها نیست. موازنة جریان الکتریسیته میان اتم‌ها، بقای موجودات زنده را تضمین می‌کند. با از میان رفتن این توازن می‌میریم، به خاک بازمی‌گردیم و به اتم‌ها تبدیل می‌شویم. یعنی ما همه از ماده و انرژی ساخته شده‌ایم و به ماده و انرژی بازمی‌گردیم. گیاهان از اتم‌های ما استفاده می‌کنند و همة موجودات، از جمله ما انسان‌ها از گیاهان استفاده می‌کنیم. همه چیز یک ماهیت دارد، اما چون مغز ما از سایر موجودات تکامل یافته‌تر است، صاحب هوشیاری و شعور است. اگر به نتیجه روان‌شناسی تجربی نظر کنیم درمی‌یابیم آزمایش سه‌گانه احساسات، ذهن و قوة اراده نتیجة کارکرد متوازن سلول‌های قشایی مغز و هورمون‌هاست.

… علم اثبات‌گرا پذیرفته است که هیچ چیز از هیچ به وجود نیامده و هیچ چیز نابود نمی‌شود. در نتیجه می‌توان گفت نیازی نیست بشر نسبت به هیچ نوع قدرتی احساس قدرشناسی و تعهد کند. جهان مجموعة انرژی است که نه آغازی دارد و نه پایانی. در این مجموعه همه چیز متولد می‌شود، نمو می‌کند و می‌میرد، اما مجموعه هیچ‌گاه نابود نمی‌شود. تنها اشیا تغییر می‌کنند و تبدیل می‌شوند. حقیقتاً چیزی به نام مرگ و زوال وجود ندارد؛ فقط تغییر و تبدیل دائمی حاکم است. نمی‌توان چنین سؤال بزرگ و راز جهانی را به کمک قوانین علمی تشریح کرد. توضیحات غیرعلمی نیز چیزی جز توصیفات خیالی، تعصبات و عقاید باطل نیستند. بر مبنای منطق و علم اثبات‌گرا، صرف‌نظر از جسم مادی، روحی وجود ندارد.

نظریات بالا را می‌توانید در کتب متفکران ماده‌گرایی چون مارکس، اِنگلس، لنین، پولیتزر، ساگان و مانِد بیابید.

 ایشینداغ چنین ادامه می‌دهد:

می‌خواهم بعضی اصول و حقایق مورد تأیید فراماسون‌ها را به اختصار بیان کنم: براساس اصول ما حیات از یک سلول آغاز می‌شود و در نتیجه تغییر شکل و نمو سلول انسان به وجود می‌آید. ماهیت و هدف این وجود را نمی‌توان درک کرد. زندگی از آمیزش ماده و انرژی آغاز می‌شود و به آن خاتمه می‌یابد. اگر معمار بزرگ کائنات را به عنوان حقیقتی والا، افق بی‌پایان خوبی و زیبایی، اوج تکامل و عالی‌ترین مقام و کمال مطلوب انسان بپذیریم و اگر آن را مجسم نکنیم، شاید خود را از تعصب درامان نگه داشته باشیم.

ماسونی که تحت تعلیم این اصول و عقاید قرار گرفته وظیفه دارد مردم را تربیت کند … و به نیابت از مردم و حتی بدون تمایل آنها کار خود را انجام دهد. 

 

روح و جهان آخرت

 ماسون‌ها رستاخیز پس از مرگ را در افسانة استاد حیرام به صورت نمادین می‌پذیرند. این رستاخیز نشان می‌دهد حقیقت همیشه بر تاریکی و مرگ غلبه دارد. فراماسونری به مسئلة روح اهمیتی نمی‌دهد. در فراماسونری، رستاخیز پس از مرگ یعنی به میراث گذاردن بعضی امور مادی و معنوی به انسان‌ها. کسانی که توانسته‌اند در این زندگی کوتاه و فریبنده نام خود را جاودانه کنند، موفق شده‌اند و با ماندگار ساختن نام خود به دنبال شادمان کردن انسان‌ها و تضمین دنیایی مادی‌تر بودند. هدف آنان بالا بردن انگیزه‌های انسانی بوده است که بر زندگی انسان‌های زنده مؤثرند… . انسان‌هایی که طی قرن‌ها ابدیت را می‌طلبند، با اعمال، خدمات و اندیشه‌های خود به آن می‌رسند و… این به زندگی آنان معنا می‌بخشد.

 چنانچه تولستوی گفت: «در آن هنگام، بهشت همین جا بر روی زمین برپا می‌شود و مردم به بهترین صورت ممکن کامیاب می‌شوند.6

 ایشینداغ در مقالة پیشین چنین نوشت:

باوری وجود دارد بر این مبنا که از دو نیروی سازندة انسان: جسم و روح جسم می‌میرد اما روح باقی می‌ماند و به جهان ارواح می‌رود، در آنجا به حیات خود ادامه می‌دهد و به فرمان خداوند در جسم دیگری حلول می‌کند. این باور با مفاهیم تغییر و تبدیل مورد قبول ما سازگار نیست. نظرات فراماسونری را می‌توان چنین تشریح کرد: پس از مرگ تنها خاطرات و دست‌یافت‌های شما به جای می‌ماند. این نظریة فیلسوفانه و مبتنی بر اصول منطق است. باورهای مذهبی دربارة جاودانگی روح و رستاخیز با اصول منطق سازگار نیستند. ما اصول فکری خود را از نظام‌های فلسفی عقل‌گرا گرفته‌ایم، در نتیجه پاسخ این سؤال را با مفاهیمی متفاوت و نه با مفاهیم مذهبی می‌دهیم. 

 

خداانگاری ماده

 برای تولید یک شیء مادی اتم‌ها ترکیب خاصی به خود می‌گیرند. روح هر اتم نیروی تولیدکنندة این نظام است. چون روح عامل هوشیاری است، هر شیء هوشمند بوده و به نسبتی از هوشمندی برخوردار است. انسان، حیوان، باکتری و مولکول هر یک به نسبتی هوشمندند.

این باور ماتریالیستی فراماسون‌ها نمود عقیده‌ای به نام «جاندار پنداری» است که هر شیء را در طبیعت (کوه، آب، باد و غیره) صاحب روح خاص و هوشیاری می‌پندارد. ارسطو، فیلسوف یونانی این نوع باور را با ماده‌انگاری (عقیده به اینکه ماده خلق نشده و مطلق است) ترکیب نمود. این باور به الحاد معاصر مبدل شده است. به عقیدة ماسون‌ها توازن و نظم موجود در نظام عالم نتیجه مادة است. در مقاله‌ای با موضوع «تکامل زمین» می‌خوانیم:

فرسودگی چنان ضعیف صورت می‌گیرد که می‌توان گفت حالت کنونی زمین در نتیجة هوشمندی پنهان ماگما (مایع درون هسته زمین) پدید آمده است. اگر این‌گونه نبود آب در گودال‌ها انباشته نمی‌شد و تمام زمین را آب فرا می‌گرفت.13

 همچنین در مقاله دیگری چنین ادعا شده است:

آغاز حیات بر روی کرة زمین هنگامی بود که یک سلول به وجود آمد. این سلول بلافاصله به حرکت درآمد و بر اثر انگیزشی مؤثر و متمردانه به دو بخش تقسیم شد و این راه را تا بی‌نهایت ادامه داد. اما سلول‌های تقسیم شده قادر به ادراک هدفی برای سرگردانی خود نبودند و گویی به دلیل ترس از این سرگردانی و تحت تسلط نیروی غریزی حفظ بقا، با یکدیگر به فعالیت پرداختند، به هم پیوستند و به صورت هماهنگ، دموکراتیک و فداکارانه به خلق اندام‌های حساس و حیاتی اقدام نمودند.

در مقاله‌ای با عنوان «تفکراتی پیرامون تکامل همبستگی از دیدگاه علمی» می‌خوانیم:

از دیدگاه مادی و تعامل مادة موجودات زنده، همة گیاهان، حیوانات، میکروب‌های مفیدی که در زمین زندگی می‌کنند و انسان‌ها، هماهنگی اسرارآمیزی دارند. این هماهنگی از سوی طبیعت مادر ترتیب داده شده. آنها پیوسته درگیر نوعی همکاری و انسجام مؤثر هستند. بار دیگر تصریح می‌کنم فراماسونری هر نوع جنبش روان‌شناسی ـ اجتماعی را که به رفاه، صلح، امنیت و شادی و به طور خلاصه هر نوع جنبشی که در طریق اومانیسم و اتحاد جهانی بشر گام بردارد، عامل پیش‌برد آرمان‌های خود می‌داند و از آن حمایت می‌کند.

مهم‌ترین نیروی پیش برنده آرمان‌های فراماسونری نظریة تکامل است که حامی نوین ماتریالیسم و اومانیسم به شمار می‌رود. 

 

منشا فراماسونری

 فراماسونری عمده ی تعلیمات خود را از حکومت مصر باستان کسب کرده است، هر چند تعالیم اندکی نیز از بقیه ی حکومت های الحادی فراگرفته است.

 شواهدی که بر این مدعا صحه می گذارند، به قرار زیرند:  

 

 ۱ – یکی از نمادهایی که در فراماسونری کاربرد فراوان دارد، علامت و نماد « چشم جهان بین :All seeing eye » است که به صورت یک هرم و چشم در انتهای آن می باشد. این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است  


 ۲– « ستاره ی شش گوش » علامت و نماد بحث برانگیز فراماسونها. 


علت تغییر جهت فراماسون ها 
گفتیم که کار اصلی ماسونها یا همان بناها شهر سازس و کلیسا سازی بود ولی با اتمام کار شهرسازی و نبود کار برای ماسون ها آنها به تدریج گوشه گیر و منزوی شدند واشراف و بزرگان جامعه به دلیل جاذبه علم هندسه به لژها راه یافتند و یکنواختی لژ ها را به هم زدند و تا انجا پیش رفتند که فقط چند نفری از اعضای قدیمی ماسون ها در لژ ها حضور داشتند و انها نیز اندکی بعد به دلیل احساس حقارت محافل ماسونی را ترک کردند و انجا را یکدست به دست اشراف سپردند و اکنون در لژ ها جز اشراف و کسانی که دارای مشاغل برجسته کشوری باشند کسی را راه نمی دهند 
دین و مذهب از نظر فراماسون ها کاملا مردود است چنانکه اصل اول قانون اساسی فراماسون ها میگوید:
"یک ماسون طبق تعهد اش مجبور است که فقط از قوانین اخلاقی پیروی کند و تعهدی جز این ندارد " البته در لژ هایی که از محافل امریکا و انگلیس تبعیت میکنند اعتقاد به خدا به طور لفظی وجود دارد اما آن خدا جز خدای اختصاصی صهیونیستهایعنی 
"یهوه صبایوت نیست " وآن هم تنها برای پیشبرد مقاصدشان در خاور میانه .... 
 فراماسونری در انگلستان و فرانسه .
در سال 1738 فراماسون ها تجدید نظری در قانون اساسی خود نمودند و در اصل اول نام معمار زمین و آسمان را گنجاندند تاکید کردند که تفاوت مذاهب مانع از عضویت افراد در سازمان نمی باشد .
ژان تئوفیل دزاگولیه که اورا بانی فراماسونری جدید میدانند عامل ارتباطی میان اشراف و ماسون ها شد و بدین ترتیب ولیعهد انگلستان را وارد جرگه ماسون ها کرد با وردو خانواده سلطنتی به لژ ها به زودی لژ بزرگ جهانی در مقابل کلیسا شکل گرفت لژ بزرگ جهانی از ابتدا تا امروز دست در دست رژیم سلطنتی انگلستان بوده است سازمان ماسونی انگلستان از همان اول سعی داشت که مشاهیر برجسته جهان رو به خودش نسبت بده و جز برادران خودش معرفی کنه در بین دانشمندان معروف که صاحب جایزه نوبل شده اند تعداد فراماسون ها ( کسانی که فراماسون معرفی شدند ) به قدری زیاد است که انگار تا کسی فراماسونه نباشد موفق به دریافت این جایزه نخواهد شد 
نخستین بار قانون اساسی فراماسون ها در دوره ریاست شاهزاده کنت دوکلرمون پسر خوانده لویی چهاردهم انتشار یافت و نام گراند لژ انگلیس و فرانسه را نیز کنت تعیین کرد و در سال 1773 میلادی با موافقت تمامی اعضا ی فرماسونری فرانسه نام لژ بزرگ شرق برای تشکیلات فراماسونری انتخاب و آن را از سازمان فراماسونری انگلستان جدا کرد لژ بزرگ شرق به زودی در سیاست های خود تغییری داد و به دلیل همین امر از لژ انگلستان جلو افتاد زیرا بر اساس این قوانین جدید هر کس از هر طبقه ای میتواند وارد جمع ماسون ها شود در پی حوادثی در فرانسه از فعالیت های فراماسون ها تا سال 1848 توسط دولت جلوگیری به عمل امد و در همین سال فهالیت های این سازمان توسط لویی بنا پارت از سر گرفته شد 
یکی از خصوصیات بارز لژ برزگ شرق ضد مذهب بودن هست و در مخالفت با مسحیت تا جایی پیش رفته که عده ای میگویند هر کس میخواهد وارد محفل ها شود ابتدا باید از روی مجسمه مصلوب عیسی (ع) عبور کند چندی بعد با وارد شدن فراماسون ها به جرگه ی حزب کمونیست و سازمان جبهه مردم این سازمان به صورت ائتلافی از سوسیالیست ها رادیکالها و کمونیست ها در امد که در نتیجه آن اتحادیه ای به نام حفظ حقوق بشر به وجود امد !! 

فراماسونری چیست؟

 می توان گفت این سؤالی است که افراد بسیاری قادر به پاسخ دادن نیستند و یا اطلاعات دقیقی در این رابطه ندارند. این در حالی است که این تشکیلات و اعضای آن، نقش مهمی در تاریخ داشته اند و شناخت این تشکیلات، برای مسلمانان امری لازم و ضروری است.

 کلمه ی ماسون (mason) یعنی بنّا، فراماسون (Freemason) یعنی بنّای آزاد. ماسونری یک تشکیلات منظم جهانی است که بر ارکان دولت های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و بسیار هم آزادانه عمل می کند. کسی که عضو فراماسونری است، ماسون ی فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز فعالیت ماسونهاست لژ نام دارد. فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد؛ اما با این وجود، کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و موفق به کشف و افشای اسرار آنها شوند. همه ی این افراد متفق الرأی هستند که: «مسئله از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.»  

  

 فلسفه فراماسونری

 خاستگاه فراماسونری اصول اعتقادی الحادی است. مفاهیم و علائم پنهان آن، این موضوع را مورد تأیید قرار می‌دهند. به همین سبب اصول آن با مذاهب توحیدی در تعارض است. «مایکل هاوارد»، مورخ آمریکایی در نوشته محرمانه‌ای که مخصوص ماسون‌های عالی‌رتبه است می‌نویسد:

چرا مسیحیت منتقد فراماسونری است؟ پاسخ این سؤال در «رموز» فراماسونری نهفته است. اگر این رموز در دسترس عموم قرار گیرد برای کسانی که از فلسفة آن مطلع نیستند قابل درک نخواهد بود. در حقیقت احتمال اینکه بسیاری از اعضای لژها نیز معنای رموز را درک کنند، پایین است. در محفل درونی فراماسونری، درمیان کسانی که به درجات بالای سازمان رسیده‌اند، ماسون‌هایی وجود دارند که خود را وارثان سنت کهن و متعلق به دوران پیش از میلاد می‌دانند که از اعصار پیشین به تواتر به آنها منتقل شده است.

ماسون‌های عالی‌رتبه دانش خاص خود را از سایر اعضا مخفی نگه می‌دارند.

 ماسون اعظم، «نکدت اجران» در این باره می‌نویسد:

بعضی ماسون‌ها گمان می‌کنند فراماسونری نوعی سازمان نیمه‌مذهبی ـ نیمه‌خیریه است که در آن می‌توانند ارتباطات اجتماعی پسندیده داشته باشند و لذت ببرند. عده‌ای دیگر فکر می‌کنند هدف فراماسونری این است که انسان‌های خوب را خوب‌تر کند. باز عده‌ای گمان می‌کنند فراماسونری محل شخصیت‌سازی است. به طور خلاصه کسانی که با نحوه خواندن و نوشتن زبان خاص ما آشنا نیستند، معنای نمادها و تماثیل را به این شکل درک می‌کنند.

فراماسونری و اهداف آن برای آن عده اندکی از ماسون‌ها که قادرند عمیقاً در آن وارد شوند کاملاً متفاوت است. فراماسونری یعنی دانش فاش شده، آغاز و تولد دوباره؛ یعنی واگذاردن راه و رسم زندگی کهنه و ورود به یک زندگی جدید باشکوه‌تر و اصیل‌تر … در پس رمزگرایی ساده و ابتدایی فراماسونری، دسته‌ای مکاشفات قرار دارند که به ما کمک می‌کنند به زندگی روحانی و عالی دست یابیم و به رموز هستی خود پی ببریم. بنابراین در این زندگی روحانی، دستیابی به روشنگری ماسونی امکان‌پذیر می‌شود. تنها در این صورت است که می‌توان به طبیعت و شرایط رشد و تکامل در آن پی برد. 





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : عقاید فراماسونری، علامت های فراماسونری، نماد های فراماسونری، فراماسونری در طول تاریخ، فراماسونری در مکان های مختلف، رستاخیز،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1396/04/12 :: نویسنده : Amir MP

هانری بکرل نخستین کسی بود که متوجه پرتودهی عجیب سنگ معدن اورانیوم گردید. پس از آن در سال 1909 میلادی ارنست رادرفورد هسته اتم را کشف کرد. وی همچنین نشان داد که پرتوهای رادیواکتیو در میدان مغناطیسی به سه دسته تقیسیم می شوند (پرتوهای آلفا ، بتا و گاما). بعدها دانشمندان دریافتند که منشا این پرتوها درون هسته اتم اورانیم می باشد.

پیدایش بمب اتمی 

در سال 1938 با انجام آزمایشاتی توسط دو دانشمند آلمانی به نامهای اتوهان و فریتس شتر اسمن ، فیزیک هسته ای به مرحله تازه ای پای نهاد. این فیزیکدانان با بمباران هسته اتم اورانیوم بوسیله نوترونها به عناصر رادیواکتیوی دست یافتند که جرم اتمی کوچکتری نسبت به اورانیوم داشت. برای توصیف علت ایجاد این عناصر لیزه میتنر و اتو فریش پدیده شکافت هسته را در اورانیوم تو ضیح دادند و در اینجا بود که ناقوس شوم اختراع بمب اتمی به صدا در آمد.
هر فروپاشی هسته اورانیم می تواند تا ۲۰۰ مگا ولت انرژی آزاد کند. بدیهی است که اگر هسته های بیشتری فرو پاشیده می شد انرژی فراوانی حاصل می گردید. بعدها فیزیکدانان دیگری نیز در این محدوده به تحقیق پرداختند. یکی از آنان انریکو فرمی بود که بخاطر تحقیقاتش در سال ۱۹۳۸ موفق به دریافت جایزه نوبل گردید.

سیر تحولی و رشد 

در سال 1939 یعنی قبل از شروع جنگ جهانی دوم در بین فیزیکدانان این بیم وجود داشت که آلمانیها به کمک فیزیکدانان نابغه ای مانند هایزنبرگ و دستیارانش می توانند با استفاده از دانش شکافت هسته ای بمب اتمی بسازند. به همین دلیل از آلبرت انیشتین خواستند که نامه ای به فرانکلین روزولت رئیس جمهور وقت آمریکا بنویسد. در آن نامه تاریخی از امکان ساخت بمبی صحبت شد که هرگز هایزنبرگ آن را نساخت.
به این ترتیب دولتمردان آمریکا برای پیشدستی بر آلمان طرح مانهاتان را به راه انداختند، و از انریکو فرمی دعوت به عمل آوردند تا مقدمات ساخت بمب اتمی را فراهم سازد. سه سال بعد ، در دوم دسامبر 1942 در ساعت 3 بعد از ظهر نخستین راکتور هسته*ای دنیا در دانشگاه شیکاگو آمریکا ساخته شد.
در 16 ژوئیه 1945 نخستین آزمایش بمب اتمی در صحرای آلامو گرودو نیومکزیکو انجام شد. سه هفته بعد هیروشیما در ساعت 8:15 صبح روز 6 آگوست 1945 بوسیله بمب اورانیومی بمباران گردید. سپس ناکازاکی در 9 آگوست سال 1945 در ساعت حدود 11:15 بوسیله بمب پلوتونیومی بمباران شد. در طی آن بمبارانها صدها هزار نفر جان باختند.

پیشگامان ساخت بمب اتمی 

انریکو فرمی و همکارانش در دانشگاه شیکاگو پس از ساخت نخستین راکتور هسته ای جهان به امید آنکه از راکتور هسته ای تنها در اهداف صلح آمیز استفاده شود، و دنیا عاری از سلاحهای اتمی گردد، در این زمینه گام برداشتند.
لیزه میتنر که لقب مادر انرژی اتمی گرفت، در سال ۱۸۷۸ در یک خانواده هشت نفری به دنیا آمد. وی سومین فرزند خانواده بود، با وجود تمامی مشکلاتی که بر سر راه وی بخاطر زن بودنش بود. در سال 1901 وارد دانشگاه وین شد و تحت نظارت بولتزمن که یکی از فیزیکدانان بنام دنیا بود فیزیک را آموخت. لیزه توانست در سال 1907 به درجه دکترا نایل گردد و سپس راهی برلین شد تا در دانشگاهی که ماکس پلانک ریاست بخش فیزیک آن را بر عهده داشت به مطالعه و تحقیق بپردازد.
بیشتر کارهای تحقیقاتی وی در همین دانشگاه بود وی هیچگونه علاقه ای به سیاست نداشت، ولی به علت دخالتهای روز افزون ارتش نازی مجبور به ترک برلین گردید و در سال 1938 به یک انستیتو در استکهلم رفت. لیزه میتنر به همراه همکارش اتو فریش اولین کسانی بودند که شکافت هسته را توضیح دادند. آنان در سال 1939 در مجله طبیعت مقاله معروف خود را در مورد شکافت هسته*ای ارائه دادند.
بدین ترتیب راه را برای استفاده از انرژی هسته ای گشوده شد. به همین دلیل پس از جنگ جهانی دوم به میتنر لقب مادر بمب اتمی داده شد. ولی چون وی نمی خواست از کشف خود به عنوان بمبی هولناک استفاده گردد. بنابراین بهتر است به لیزه لقب مادر انرژی اتمی داده شود.

بمبهای هسته ای چگونه ساخته می شوند؟ 

بمبهای هسته ای به دو شکل ساخته می شوند. بمبهای شکافتی (اتمی) و بمبهای همجوشی (هیدروژنی). در حالیکه جزئیات این بمبها محرمانه است ولی نکات اساسی آنها قابل دسترس است. سوخت در یک بمب شکافتی مشتمل بر 235U و 239Pu تقریبا خالص است که هر دو هسته های شکافت پذیری دارند. یک تکه ی کوچک از چنین ماده ای نمی تواند منفجر شود، زیرا تعداد بسیار زیادی از نوترونها فرار می کنند. ولی در یک جرم به قدر کافی بزرگ (بحرانی) واکنش زنجیره ای صورت می گیرد. یک نوترون اولیه اتفاقی باعث شروع شکافت خواهد شد.
یک بمب نوعی تقریبا 1024 نوترون در کمتر از 7-10 ثانیه آزاد می کند که باعث گرمای بسیار شدید می شود. همجوشی فرق دارد. همجوشی وقتی رخ می دهد که دو هسته سبک را آنقدر به هم نزدیک کنیم که در حوزه عمل جاذبه متقابل نیروی هسته ای قوی قرار گیرند. از آن به بعد به شدت همدیگر را جذب می کنند و اتمی سنگینتر تولید می کنند و مقداری انرژی آزاد می*کنند.
همجوشی را می توان در محیط پلاسمایی بوجود آورد و اخیرا با لیزر هم این کار را می کنند. در این همجوشی قرصهای کوچکی از دوتریم و تریتیم (عناصری سبک که هم خانواده هیدروژن هستند) را بوسیله فوجهای لیزری پر قدرت گرم می کنند. اگر توان لیزرها کم باشد انفجارهای کوچکی در این قرصهای کوچک رخ می دهد. اما اگر قدرت بالا باشد و در زمان کوتاه اثر کنند همجوشی رخ می دهد. توان این نوع لیزرها بیش از توان نیروی برق آمریکاست، پس تهیه اش بسیار سخت است.
همه ما می دانیم چه انرژی عظیم و قابل ملاحظه ای در داخل اتمها وجود دارد. این انرژی همان است که عموما آن را انرژی اتمی می نامند. اما چون این انرژی در داخل هسته اتمها وجود دارد در زبان علمی نام دقیقتر آنرا انرژی هسته ای انتخاب کرده اند.

نام: 7y6zhxs.jpg نمایش: 23652 اندازه: 122.7 کیلو بایت


تحولاتی که به کشف بمب هسته ای منجر شد 

هنگامی که دانشمند ایتالیایی به نام انریکو فرمی ، تجربیات و تحقیقات خود را در زمینه عملی ساختن فعل و انفعالات زنجیری مداوم دنبال می کرد. پیش بینی می شد که این فعل و انفعال ممکن است انفجاری باشد. به همین سبب ایالات متحده آمریکا که در جنگ جهانی دوم شرکت کرده بود، در صدد برآمد تحت عنوان مبارزه ضد فاشیستی ، نظر دانشمندان اروپایی را برای ساختن سلاح اتمی جلب کند. لذا آن را به ممالک متحده فرا خواند، تا در آنجا که دور از بمبهای دشمن قرار داشت و شرایط کار بهتر بود. امکان استفاده از این انرژی انفجاری را که در سلاحهای جنگی ، مخصوصا بمب مورد بررسی قرار دهند.
پس از گرد آمدن برجسته ترین دانشمندان ، ابتدا تجسساتی در زمینه تصفیه 235u و بعد ساختن پلوتونیوم در آزمایشگاههای چند دانشگاه مهم آمریکا از جمله دانشگاههای کلمبیا و کالیفرنیا صورت گرفت. نتیجه این تجسسات ، ساختن دو کارخانه بزرگ و مجهز برای تصفیه 235u و ساختن پلوتونیوم منجر گردید. سپس آزمایشگاه عظیم و مجهز ، لوس آلاموس در ایالت نیومکزیکو تحت نظر دانشمندان معروف . جی . آر . اوپن هایمر تأسیس شد.
دانشمندان معروف دیگری از کشورهای مختلف از قبیل جیمز چارویک ، اچ بث ، آر. آرویلسون ، نیلس بوهر و غیره ، برای ساختن بمب اتمی ، یعنی سلاحی که ممکن است سبب نابودی بشر و تمدن او گردد، همکاری کردند. در نتیجه تحقیقات دانشمندان ، اساس ساختمان بمب اتمی پی ریزی شد. البته بسیاری از وسایلی که برای بمب اتمی بکار رفت، به کلی افشا نشده ، با این حال با اطلاعات وسیعی که ضمن اظهارات رئیس طرح مانهاتان بدست آمد، طرز عمل تا اندازه ای روشن گردید.

تاریخچه اولین انفجارهای هسته ای
 

اولین بار در شانزدهم ژوید سال 1945 ، بمب اتمی کوچک ، به عنوان آزمایش ، در صحرای الاموگوردو واقع در ایالت نیومکزیکو منفجر گردید. بمب را در انتهای بمبی از فولاد نصب کرده بودند و فرمان انفجار آن از پناهگاهی به فاصله 10 کیلومتر صادر می شد. محل دیده بانی ناظر این در 17 کیلومتری نقطه انفجار بود. نتیجه این آزمایش به قدری وحشت انگیز بود، که از آنچه قبلا پیش بینی شده بود تجاوز می کرد، از جمله برج فولادین حامل بمب به کلی تبخیر شده و در جای آن گودالی وسیع بوجود آمده بود.
کمتر از یک ماه بعد ، بمب اتمی دیگری که قدرت تخریبی آن معادل (1000 تن TNT) بود، روی بندر هیروشیما در ژاپن منفجر گردید (انفجار هیروشیما)، که در نتیجه ، آن شهر به کلی ویران شد و چند هزار مردم به هلاکت رسیدند. فقط معدودی از سکنه اطراف شهر از این بلا جان به در بردند، که هنوز بازماندگان آنان از اثرات زیان بخش تشعشعات هسته ای آن رنج می برند.
سومین بمب اتمی روز نهم ماه اوت روی شهر ناکازاکی منفجر شد و این دو فاجعه تاریخی کشور ژاپن را در مقابل ایالت متحده آمریکا به زانو در آورد. هر چند که پس از جنگ جهانی دوم دولت آمریکا نام طرح مانهاتان را به کمسیون انرژی اتمی تبدیل کرد و فعالیت این کمسیون را به موارد استفاده از انرژی اتمی در صنعت ، پزشکی و کشاورزی تخصیص داد و در حال حاضر یک کمسیون بین المللی نیز برای استفاده های صلح جویانه از انرژی اتمی فعالیت می کنند. بنابراین هنوز هم آزمایشهای سلاحهای هسته ای ادامه دارد و بدین وسیله دول بزرگ جهان در برابر یکدیگر قدرت نمایی می کنند.

نام: mushroom_web.jpg نمایش: 7390 اندازه: 42.9 کیلو بایت


ساختمان بمب هسته ای 

ساختار سلاح هسته ای به این صورت است که هر گاه مقدار عنصر قابل شکافت ، که از اندازه بحرانی بیشتر باشد، پدیده شکافت شروع می شود. این پدیده خیلی سریع پیشرفت می کند و با آزاد شدن مقادیر عظیم انرژی در مدت بسیار کوتاه ، انفجار مهیبی رخ می دهد. ولی از آنجایی که بمب باید در لحظه دلخواه منفجر شود، مقداری از 235U ، یا 239Pu را که خالص بوده و حجم کلی آن از اندازه بحرانی بیشتر باشد، به چند قسمت مجزا ، که هر یک از آنها از اندازه بحرانی کمتر است، تقسیم می کنند و این قسمتها را در محفظه ای طوری قرار می دهند که نوترونهایی که ممکن است در هر یک از آنها آزاد شوند، در قسمت دیگر نفوذ نکنند.

در این تقسیم بندی هرگاه به هر روشی در یکی از اجزای بمب پدیده شکافت شروع شود، در لحظه ای که انفجار باید صورت گیرد، رخداد پدیده شکافت زنجیری و مداوم نخواهد بود. این مواد با جرمهای زیر جرم بحرانی عنصر قابل شکافت را به هم نزدیک می کنند. تا مجموع آنها از جرم بحرانی بیشتر شود و واکنش زنجیری به وقوع بپیوندد.

نباید فراموش کرد که پیشرفت واکنش زنجیری بسیار سریع است و انفجار اتمی در قطعات اورانیوم فقط در حدود یک میلیونم ثانیه طول می کشد. لذا اگر اندازه های بحرانی زیر را به آهستگی به هم نزدیک کنیم. ممکن است قبل از تماس ، واکنش زنجیری شروع شود و شدت گرمای حاصل از شکافتهای اولیه به حدی گردد، که قبل از انفجار واقعی ، ماده قابل شکافت را متلاشی سازد و واکنش زنجیری به خاموشی گراید. برای رفع نقایص بمب هسته ای به صورت زیر عمل می کنیم:
اولا اتصال قطعات اورانیوم بوسیله یک ماده منفجره قوی نظامی صورت می گیرد. 
ثانیا محفظه ماده اتمی را بسیار ضخیم و محکم می سازد. تا در آغاز واکنش زنجیری از متلاشی شدن ماده مزبور جلوگیری کند و سپس انفجار واقعی صورت گیرد.

بهینه سازی خروجی بمب و افزایش قدرت آن 

طرق مختلف نزدیک کردن قطعات اورانیوم یا پلوتونیوم به یکدیگر هنوز یک موضوع سری نظامی است. ولی واقعیت این است که هر چه سرعت اتصال قطعات زیادتر باشد، واکنش زنجیری سریعتر و و مقدار بیشتری از هسته های اورانیوم موجود شکافته شده و بهره سلاح اتمی بیشتر می شود.
اصولا اتصال سریع قطعات است که انفجار مهیب بمب اتمی را بوجود می آورد. اگر منعکس کننده ای به دور ماده اتمی قرار داده شود، از فرار نوترونها جلوگیری نموده و شکافت زنجیری تسریع می گردد. استفاده از منعکس کننده نوترون ، وزن بحرانی را نیز تقلیل می دهد.
باید توجه داشت که حتی در بهترین شرایط همه اورانیوم موجود در یک بمب اتمی تحت عمل شکافتن قرار نمی گیرد و در شرایط بسیار مناسب تنها در حدود 10 درصد ماده هسته*ای شکافته می شود و بقیه در نتیجه ، انفجار تبدیل به غبار شده و در فضا پخش می گردند بدون اینکه هسته های آنها شکافته شوند.
جرم بحرانی از اسرار نظامی است و ممالکی که آن را می دانند به شدت از فاش شدن آن جلوگیری می کنند. بنابرین از مطالبی که در این باره منتشر شده است، چنین بر می آید که جرم بحرانی باید بین ا و 10 کیلوگرم باشند. 
وجود جرم بحرانی ، افزایش قدرت بمب اتمی را محدود می کند. زیرا برای آنکه بتوانیم انفجاری ایجاد کنیم:
اولا نباید مقدار سوختی کمتر از جرم بحرانی بکار بریم و این مقدار حد پایین بمب اتمی را تعیین می کند. 
ثانیا وزن هر یک از قطعات اورانیوم درون بمب نمی تواند بیش از وزن بحرانی باشد. زیرا در آن صورت هر قطعه خود به خود منفجر خواهد شد.
ساختن بمبهای بیش از دو قطعه نیز بسیار مشکل است. زیرا اگر دو قطعه از قطعات اورانیوم ، حتی به اندازه یک میلیونم ثانیه قبل از قطعات دیگر به هم وصل شوند، انفجار اتمی صورت خواهد گرفت و باعث پراکندگی قطعات دیگر اورانیوم خواهد شد. قطعات دیگر مجال دخول در قطعات زنجیری را نخواهند یافت. به عبارت دیگر بطور کلی میزان اتمهای اورانیومی که در واکنشهای زنجیری وارد می شوند، با افزایش تعداد قطعات داخل بمب ، تقلیل می یابد و عمل انفجار ناقص می ماند




نوع مطلب : جنگ افزار، 
برچسب ها : بمب اتمی، مخترع بمب اتم، بمب باران اتمی هیروشیما، پیشگامان ساخت بمب اتم، ساخت بمب اتم، بمب هسته ای،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :