تبلیغات
اطلاعات عمومی
 
اطلاعات عمومی
امیدما،دانایی ایرانیان
درباره وبلاگ


تبادل با لینک مرتبت.
شرکت در نظرسنجی کمک به ماست.


باتشکرAmirM

مدیر وبلاگ : Amir M
نویسندگان
نظرسنجی
علاقه به قرار دادن کدام مطالب دارید؟











چهارشنبه 1396/05/25 :: نویسنده : Amir M
                                                      باعرض سلام


                                امیدواریم از مطالب ما لذت ببرید    

                                                       
                                            کلیه مطالب موازی


                                                با قوانین جمهوری
 

                                           اسلامی ایران است


                                    با ما همراه باشید


                                            AmirM




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 1396/05/21 :: نویسنده : Amir M

دریاها و اقیانوس ها

اقیانوسهای جهان نزدیک به سه چهارم از سطح زمین را پوشانده اند و میلیونها سال از عمر آنها می گذرد. سیاره ی ما از فضای آبی رنگ دیده می شود. پنج اقیانوس مختلف وجود دارد. با این که این اقیانوس ها به نظر مستقل می آیند و نام های متفاوتی دارند، امّا با یکدیگر در ارتباطند و در واقع یک اقیانوس عظیم و واحد را تشکیل می دهند.

اقیانوس آرام، بزرگ ترین اقیانوس دنیا است. این اقیانوس، از مجموعِ سه اقیانوس دیگر بزرگ تر و عمیق ترین اقیانوس دنیا است. اگر به نقشه جهان نگاه کنید، می بینید که اقیانوس آرام نیمی از سطح کرۀ زمین را فرا گرفته است.

تفاوتی بین اقیانوس و دریا

گاهی در حرف هایمان از دو کلمۀ دریا و اقیانوس به یک معنی استفاده می کنیم. ممکن است به نظر ما این دو یکی باشند؛ امّا از نظر دانشمندان، دریا یک حوزۀ اقیانوسی کوچک است. برای مثال، دریای مدیترانه بین قارۀ آفریقا و اروپا قرار گرفته است.

در اقیانوس ها منطقه های کوچک تری از آب شور وجود دارد که دریا نامیده می شوند.

آب شورِ دریا

آبِ دریا شور است؛ چون نمک دارد! این نمک، همان است که ما در غذای خودمان مصرف می کنیم. قسمت اعظم نمک از سنگ های زمینی به دست می آید. باران، نمک را به رودخانه و از آن جا به دریا هدایت می کند.

در بعضی از کشورهای گرمسیری مثل هند، نمک تولید می شود. کارگران در کنار دریا، دیوارهای کوچکی می سازند. وقتی آب دریا به هنگام مد بالا می آید. در پشت این دیوار محبوس می شود. با تابش خورشید، آب بخار می شود و نمک به جا می ماند.

زیر اقیانوس

زیر اقیانوس ها جهان دیگری است. دره های عمیق، کوه های بزرگ، جنگل هایی از جلبک های دریایی و جانوران دریایی حیرت آور در اقیانوس ها وجود دارد. بعضی از مرتفع ترین کوههای جهان در زیر اقیانوسها قرار دارند!

اقیانوس، محل زندگی بسیاری از گیاهان و جانوران بسیار ریز می باشد که پلانکتون نام دارند. آنها چند متر پایین تر از سطح اقیانوس زندگی می کنند و غذای بسیاری از موجودات دریایی دیگر را فراهم می کنند و آن قدر کوچکند که نمی توان آنها را دید. ما پلانکتونها را موجودات میکروسکوپی می نامیم.

اعماق اقیانوس ها و دریاها

عمق متوسط یک اقیانوس چهار کیلومتر (یعنی 13 برابر ارتفاع برج ایفل در پاریس) است؛ در اعماق اقیانوس ها، شکاف های عظیمی به نام گودال قرار دارد. عمق بعضی از این گودال ها به 10 کیلومتر هم می رسد.

اعماق دریا محلی سرد و تاریک است که عجیب ترین جانوران زنده ی جهان در آن جا زندگی می کنند. در اعماق دریا هیچ گیاهی وجود ندارد؛ بنابر این همه ی ماهی ها طعمه خوارند. موجودات غیر عادی در بستر تاریک اقیانوس به این طرف و آن طرف می روند. بعضی از ماهی های اعماق دریا از خود نور تولید می کنند. بسیاری از ماهی هایی که در اعماق دریا هستند. ظاهر بسیار زشتی دارند. امّا خوشبختانه اعماق دریا تاریک است.

اقیانوسهای جهان دارای موج و جزر و مد می باشند. جزر و مد، سطح آب را در قسمتهای مختلف اقیانوس تغییر می دهد. نیروی جاذبۀ بین خورشید و ماه سبب ایجاد جزر و مد می شود.

کف اقیانوس ها و دریاها

کف اقیانوس بستر نامیده می شود که تنها سطحی ماسه ای و هموار نمی باشد، بلکه در برخی جاها به صورت ناهموار و گِلی است. در بستر اقیانوسها کوههای بسیار بزرگ، آتشفشانها و دهانه های آتشفشانهای عمیق، قرار دارد.

حتماً فکر می کنید که سطح کف دریا صاف است؛ اما همه نقاط آن این طور نیست و در آن جا هم مثل خشکی، کوه ها، درّه ها، دشت ها و تپّه هایی وجود دارد.

  • قارهّ ها از سمت سواحل به سمت دریا، شیب ملایمی دارند؛ که به آن، شیب قارّه می گویند.
  • نیمی از بستر اقیانوس ها از دشت هایی پوشیده شده است که به آن ها، دشت های اعماق دریا گفته می شود.
  • در اعماق اقیانوس اطلس، رشته کوه بزرگی وجود دارد.
  • گودال ها، درّه های بسیار عمیقی در اعماق دریاها هستند.

آتشفشانها در اعماق اقیانوس ها و دریاها

رشته کوههایی در اعماق اقیانوس ها هم آتشفشانی هستند و به رشته کوه های اقیانوسی مشهورند. تقریباً 10000 رشته کوه در زیر دریاها وجود دارد؛ البتّه ممکن است تعداد آن ها دو برابر این هم باشد. ارتفاع بعضی از آن ها به قدری زیاد است که از آب بیرون آمده و جزایری به وجود آورده اند. رشته کوه اقیانوسی، یک رشته کوه آتشفشانی زیر دریایی است که همیشه یکی از آن ها در حال فوران است!

زلزله در اعماق اقیانوس ها و دریاها

در زیر دریاها نیز زلزله رخ می دهد. هر سال بیش از یک میلیون زلزله اتّفاق می افتد که چون در اعماق دریاها رخ می دهند، احساس نمی شوند.





نوع مطلب : جغرافی، 
برچسب ها : اقیانوس های جهان، تفاوت دریا و اقیانوس، عمق دریاها، پهنه های آبی،
لینک های مرتبط :
شنبه 1396/05/21 :: نویسنده : Amir M
زندگی نامه ناپلئون بناپارت


ناپلئون بناپارت (1821-1769) یکی از بزرگ ترین فرماندهان نظامی تاریخ و امپراتور فرانسه بود. او بیشتر اروپا را فتح کرد. ناپلئون در 15 آگوست سال 1769 در "کرس" فرانسه، در یک خانواده آرام متولد شد. او دومین پسر یک وکیل بی پول بود. ناپلئون در 15 سالگی پدرش را از دست داد و به وسیله مادرش بزرگ شد. در مدرسه نظام تحصیل کرد و به سرعت پیشرفت کرد (برای آشنایی با مدارس عالی فرانسه اینجا را کلیک کنید). او در سال 1792 شاهد سقوط سلطنت بوربون ها بود و به جنگ های انقلابی فرانسه پیوست و نامی برای خودش دست و پا کرد. اما در گیرودار انقلاب و اختلافات انقلابیون به دلیل دوستی با برادر یکی از سران انقلاب مدتی هم زندانی شد. 
پس از آزادی از زندان مدتی بیکار بود. اما تا جایی پیش رفت که در سال 1796 فرمانده ارتش فرانسه در ایتالیا شد و با موفقیت به اتریش و متحدانش فشار آورد که صلح کنند و فرانسه روی بریتانیا متمرکز شد. در سال 1798، ناپلئون مصر تحت فرمان عثمانی را فتح کرد و تلاش کرد به مسیرهای بازرگانی بریتانیا با هند ضربه بزند. اما ناوگان او به وسیله بریتانیا در نبرد نیل ویران شد.
فرانسه حالا با شرایط جدیدی روبه رو شده بود و آن این بود که اتریش و روسیه هم با بریتانیا در برابرش متحد شده بودند. در این موقع که حکومت فرانسه در بحران بود، ناپلئون به پاریس برگشت. او طی یک کودتا در سال 1799 اولین کنسول شد (در ابتدا نام امپراتور بر خودش نگذاشت). در 1812 کنسول مادام العمر شد و دو سال بعد امپراتور شد. تحت سرپرستی او دولت مرکزیت پیدا کرد، او بانک فرانسه را ایجاد کرد و کلیسای کاتولیک رم به عنوان مذهب رسمی دوباره برقرار شد و قانون را با چیزی به نام "دستورالعمل ناپلئون" اصلاح کرد. 
در 1800 ناپلئون اتریشی ها را در "مارنگو" شکست داد. او سپس برای یک صلح فراگیر در اروپا وارد مذاکره شد که قدرت فرانسه در اروپا را تثبیت کرد. در 1803 بریتانیا جنگ با فرانسه را از سر گرفت که بعداً اتریش و روسیه نیز به او پیوستند. بریتانیا در سال 1805 در منطقه ای در فرانسه به نام Trafalgar شکستی دریایی به فرانسه وارد کرد به طوری که ناپلئون نقشه هایش را برای تهاجم به انگلیس رها کرد و به نیروهای روسی- اتریشی رو کرد و در همان سال آنها را در منطقه ای به نام آشترلیتز Austerlitz شکست داد. او مناطق تازه ای را تصرف کرد که شامل ضمیمه کردن سرزمین هایی از روسیه بود که به او در ظاهر کنترل اروپا را داد. امپراتوری مقدس رم از بین رفت و از دل آن هلند و "وستفالیا" به وجود آمدند و در مدت پنج سال بستگان ناپلئون و وفاداران به او به عنوان رهبر در هلند، وستفالیا، ایتالیا، ناپل، اسپانیا و سوئد منصوب شدند. 
در سال 1810 ناپلئون که ازدواج بدون بچه ای با ژوزفین داشت، این ازدواج را باطل کرد و به امید داشتن جانشین، با دختر امپراتور اتریش ازدواج کرد. نتیجه یک پسر به نام ناپلئون بود که یک سال بعد متولد شد.
"جنگ شبه جزیره" در سال 1808 شروع شد. شکست های سنگین در مدت پنج سال منابع نظامی فرانسه را تحلیل برد. تهاجم ناپلئون به روسیه در سال 1812 نتیجه اش عقب نشینی فجیع فرانسه بود. جزر و مدها شروع شد و طرفداری متحدان از یکدیگر به سقوط پاریس منجر شد. ناپلئون به جزیره مدیترانه ای البا Elba تبعید شد. در مارس 1815 از این جزیره فرار کرد و به پایتخت فرانسه تاخت. اما نبرد "واترلو" به سلطنت مجدد کوتاه او خاتمه داد. انگلستان او را در جزیره ای دوردست در اقیانوس آتلانتیک به نام "سنت هلن" زندانی کرد. جایی که در پنج می 1821 در آن درگذشت.
ناپلئون [Napoleon]. هنری بیل (1)، معروف به استاندال (2) (1783-1842)، نویسنده فرانسوی دو رساله درباره ناپلئون برجای نهاده است که یکی در 1817-1818 و دیگری در 1836-1837 نوشته شده است. رساله اول که به قول خود استاندال در پاسخ به کتاب مادام دو استال (3) به نام ملاحظاتی درباره وقایع مهم انقلاب فرانسه (4) (ژوئیه 1817) نوشته شده است، طرح‌گونه‌ای است که در آن استاندال، در عین قدرشناسی از امپراتور، می‌کوشد تا بی‌طرفی و بی‌غرضی خود را نشان دهد. به عکس، رساله دوم حاکی از رشد اسطوره ناپلئونی در روح استاندال است: «من با نوشتن نخستین جمله زندگی ناپلئون نوعی تأثر مذهبی در خود احساس می‌کنم.» این رساله دوم در 1876، تحت عنوان زندگی ناپلئون(5) در مؤسسه نشر کلمان و لوی (6) انتشار یافت. هردو رساله، یعنی رساله 1817-1818 و رساله 1836-1837، به طور کامل در مجموعه کلیات آثار (7) استاندال (به سرپرستی هـ.شامپیون (8))، در 1929،‌با عنوان کلی ناپلئون منتشر شد. جلد اول تحت عنوان زندگی ناپلئون شامل رساله 1817-1818 است، و جلد دوم، تحت عنوان خاطراتی درباره ناپلئون (9)، مشتمل بر رساله 1836-1837. همچنین می‌توان به طبع همین دو رساله، ویراسته هانری مارتینو (10) (1930)، در دوجلد، با عنوان ناپلئون اشاره کرد. رساله اول، که مخصوصاً به علت اوضاع و احوال سیاسی ناتمام مانده است، تقریباً به تمامی از منابع انگلیسی گرفته شده است. استاندال وقایع عمده زندگی ناپلئون را تا زمان بازگشت او از جزیره الب (11) گزارش می‌کند. در کتاب صفحات اندکی می‌توان یافت که به راستی اصیل باشد؛ استاندال بر مطالب برگرفته از منابع تنها چند حکایت از خود می‌افزاید. رساله دوم با روحی کاملاً متفاوت پرورده شده است: استاندال با احساسات شورانگیزی به توصیف ناپلئون بازمی‌گردد، شاید به سبب آنکه در او بخشی از گذشته خود را می‌بیند. مقدمه خاطراتی درباره ناپلئن با لحنی پرشور که تا اندازه‌ای نزد استاندال شگفت‌آور است، نوشته شده است. طرح او به هنگام شروع کار بسیار بلندپروازانه است؛ می‌خواهد دست به کار تحقیقاتی دقیق و عمیق بزند. ولی بعد هدف او محدودتر می‌شود، به این معنی که تنها به تعقیب گام به گام شرح زندگی ناپلئون در یادنامه سنت هلن اکتفا می‌کند، و «گزارش معقولی» از وقایع به سبکی ساده مانند گزارش خاطره‌نویسان قرن هفدهم به دست می‌دهد. منابع اصلی او گذشته از خود ناپلئون، عبارتند از ژومینی (12)، نویسنده سوییسی شرح زندگانی ناپلئون و تیر (13). استاندال در این رساله نیز، همچنان که در رساله اول، ولی با ستایش بیشتر خاطرات شخصی خود را بر مأخوذات خود از منابع می‌افزاید، مانند فصل مربوط به میلان در 1796 و تصویرهایی که از سرداران ناپلئون به دست می‌دهد. ولی سرانجام، استاندال نمی‌تواند چنانکه باید ازعهده کار برآید و ناگزیر گزارش خود را در 1797 متوقف می‌کند. از این‌رو، از کار او چند طرح نیم‌پرداخته، که ناتوانی استاندال در یکدست کردن و منظم کردن خصلت ناپیوستگی آنها را تشدید کرده، بر جای مانده است. با این همه، این اثر استاندال، چنان که هست، دلچسب است، زیرا تحول اندیشه او را درباره ناپلئون به خوبی نشان می‌دهد. او در اقتباسی که از منابع می‌کند روشی اصیل به کار می‌برد: با استفاده از حکایت برای تجسم بخشیدن به تمامی یک فضای تاریخی می‌تواند روانشناسی همگانیی را که شخص ناپلئون و نظام سیاسی او در فرانسه و ایتالیا به وجود آورده است توصیف کند. ملاقات میان ناپلئون و استاندال در این صفحات وجه کاملی از رمانتیسم فرانسه را بازمی‌نماید.

تقویم زندگی ناپلئون

1792م 
فرانسه به اتریش و پروس اعلان جنگ می کند و «جنگهای انقلاب» شروع می شود. یک سال بعد ناپلئون بناپارت بیست و چهارساله به ژنرالی ارتقاء می یابد. 
1795 
ناپلئون، مسئول دفاع از پاریس در برابر شورشیانی است که می خواهند حکومت انقلابی را سرنگون کنند. او فرمانده نظامی پاریس می باشد. 
1796 
ناپلئون به سرپرستی سپاهی برای جنگیدن با اتریشی هادر ایتالیا فرستاده می شود. او سربازان روحیه باخته را سازماندهی می کند و با پیروزی وارد شهر میلان می شود. فرانسه بر شمال کشور ایتالیا تسلط می یابد. 
1797 
در یک جنگ هوشمندانه، ناپلئون با سپاهی اندک و تجهیزاتی کم به نیروهای اتریشی حمله می کند و آنها را شکست می دهد و به اتریش فشار می آورد که سرزمین بیشتری در منطقه رود راین در اختیار فرانسه بگذارد و فرانسه اجازه می یابد که بر بلژیک تسلط داشته باشد. 
1798 
ناپلئون در خاورمیانه نیرو پیاده می کند. او قصد دارد مصر و سوریه را تصرف کند اما در یکم اوت، آدمیرال انگلیسی بنام هوراشیو نلسون ناوگان جنگی فرانسه را در نبرد نیل نابود می کند. 
1799 
ناپلئون به فرانسه برگشته و قدرت را در دست می گیرد و خود را به عنوان اولین کنسول منصوب می کند. 
1800 
ناپلئون به ایتالیا حمله کرده و اتریشی ها را زا آنجا بیرون می راند. و سال بعد با آنها صلح می کند. 
1802 
ناپلئون خود را بعنوان کنسول اول کشور منصوب می کند. جنگ بین انگلستان و فرانسه پایان می یابد و برای مدت ده سال در صلح زندگی می کنند. ناپلئون تمام قدرت خود را برای سازماندهی و ترمیم کردن خرابی های گذشته دوران انقلاب معطوف می دارد. 
1803 
جنگهای ناپلئونی آغاز می شود. ناپلئون خود را برای حمله به انگلستان آماده می کند؛ و حدود 2000 کشتی را در سواحل اطراف بولون جمع می کند. 
دوم دسامبر 1804 
از پاپ دعوت می شود که برای مراسم تاجگذاری امپراتور بناپارت در کلیسای بزرگ نوتردام شرکت کند، اما در آخرین لحظات ناپلئون تاج را از دست پاپ می گیرد و خود شخصا تاجگذاری می کند. 
1805 
ناپلئون خود را پادشاه ایتالیا می کند. اتریش و پروس و انگلستان متفقا علیه فرانسه متحد می شوند. انگلستان در دریا نیروهای فرانسوی و اسپانیایی را در نبرد ترافالگار شکست می دهد، اما ناپلئون، اتریش و پروس را در دوم دسامبر در نبرد استرلیتز شکست می دهد. 
1808 
ناپلئون به اسپانیا حمله کرده و سعی می کند که برادر خود ژوزف را به عنوان پادشاه آنجا منصوب کند. اما اسپانیائی ها شورش می کنند. انگلستان ، پرتغال، اسپانیا و اتریش علیه فرانسه در جنگ پنی سولا با یکدیگر متحد می شوند. 
1809 
ناپلئون، اتریش را شکست می دهد و با آنها صلح برقرار می کند، اما انگلیسی ها در اسپانیا باقی می مانند و ناپلئون نه می تواند آنها را از آنجا بیرون کند ونه می تواند اسپانیائی ها را شکست دهد. 
1812 
ناپلئون با سپاه بزرگی، در حدود 000/500 نفر به روسیه حمله می کند وتمام راههائی که به مسکو ختم می شود را تسخیر می کند، اما زمستان او را مجبور به بازگشت می کند و در اثر گرسنگی، سرما و نبرد سربازان او کشته می شوند و تنها سی هزار نفر بر می گردند. 
1813 
پروس، روسیه، ایتالیا، اتریش و سوئد علیه فرانسه با یکدیگر متحد می شوند. ناپلئون در نبرد لایپزیک، شانزدهم تا نوزدهم اکتبر، کاملا شکست می خورد. 
1814 
ناپلئون قدرت را از دست می دهد و به جزیره الب مدیترانه تبعید می شود. 
1815 
ناپلئون از تبعید فرار کرده و به فرانسه بر می گردد و سپاهی تشکیل می دهد. او در هجدهم ژوئن در نبرد واترلو شکست می خورد؛ یعنی تقریبا صد روز بعد از آمدن به فرانسه دوباره قدرت را واگذار می کند و به جزیره کوچکی در جنوب اقیانوس اطللس بنام سنت هلن تبعید می شود. 
پنجم مه 1821 
ناپلئون در جزیره سنت هلن می میرد. 
ناپلئون بناپارت (1769- 1821) مردی بود کوتاه قد با آرزوهای بزرگ. او یک ژنرال معروف و با هوش و همینطور یک سیاستمدار و حاکم قدرتمند در فرانسه بود. از سال 1804م هنگامی که او خود تاجگذاری کرد، یک دیکتاتور تمام عیار بود. 

مختصر و مفید از زندگی ناپلئون
تفنگهای سرپر جخماقی 

سلاح اصلی پیاده نظام دردوران جنگهای ناپلئون که از 1803 تا 1815 اروپا را در برگرفته بود، تفنگ سرپر چخماقی بود. در این تفنگ برای منفجر کردن باروت از چخماق استفاده می شد؛ به همین دلیل، در مقایسه با سلاحهای آتشین قبلی، از ایمنی بیشتری برخوردار بود. 

دولت با کفایت 

ناپلئون، کاملا بر اهمیت یک دستگاه اجرائی مناسب و دولت محلی کارآمد واقف بود. وی، فرانسه را سه گروه استان (departments)، ناحیه (arrondissements) و شهر (communes) تقسیم بندی کرد. ماموران دولتی بر اساس لیاقتشان ترقی پیدا می کردند، نه بوسیله موقعیت های اجتماعی و رابطه شان. محدودیت های تجاری گذشته از میان برداشته شد، بانک فرانسه تاسیس گردید و اقتصاد تثبیت شد. 

آموزش و پرورش کلیسا 

ناپلئون اولین سیستم آموزش و پرورش را ایجاد کرد؛ کلیسا و شهرداریها، مدارس ابتدائی را اداره می کردند و دولت نیز مسئول اداره دبیرستانها و دانشگاه سلطنتی بود. در سال 1802، ناپلئون کلیسای کاتولیک روم را به رسمیت شناخت. این باعث ایجاد روابط صمیمانه با کلیسا شد، در صورتیکه در دوران انقلاب شدیدا مورد حمله قرار گرفته بود. 

نظام نامه ناپلئون 

مهمترین و معروفترین عمل ناپلئون، نظام نامه با قوانین کشوری بود که به روشنی و سادگی اصول حقوقی نظام را تعیین می کرد که تضمین کننده آرمانها و اصول انقلاب از قبیل آزادیهای شخصی و تساوی حقوقی بود. نظام نامه با قوانین کشوری پایه و اساس تمام سیستمهای حقوقی در سراسر دنیا شد. 

اختناق شدید 

حکومت سخت گیر ناپلئون با کفایت تر از حکومت قبلی فرانسه بود، اما در بسیاری از موارد حکومت ناپلئون، پلیسی بود. روزنامه ها به شدت سانسور شده و آنچه را که دولت می خواست مردم بدانند در روزنامه ها می نوشتند و کسانی که مخالف حکومت بودند، به زندان می افتادند و بسیاری به قتل می رسیدند. جاسوس های زیادی وجود داشتند و مردم ترغیب می شدند که دوستان و همسایگانی که مخالف دولت بودند، را معرفی کنند. 

نبرد ترافالگار 

امپراتور فرانسه، ناپلئون (1821- 1769م) تصمیم گرفت که به انگلستان حمله کند، اما نیروی دریایی انگلستان بر دریاها مسلط بود. در 12 اکتبر 1805، نیروی دریایی انگلستان به فرماندهی هوراشیو نلسون (1805- 1758)، طی نبرد «ترافالگار» واقع در نزدیکی ساحل اسپانیا، ناوگان اسپانیا و فرانسه را منهدم کرد. در این جنگ، نلسون کشته شد، اما نیروهای انگلیسی، 20 کشتی دشمن را غرق کردند، بدون اینکه حتی یک کشتی انگلیسی آسیب ببیند 

واترلو 

در سال 1815، ناپلئون، از تبعیدگاه خود در جزیره الب، فرار می کند و به قصد تسخیر مجدد قدرت، به فرانسه باز می گردد. در 18 ژوئن، ارتش پروس و انگلستان، به ترتیب، به فرماندهی بلوخر و دوک ولینگتون در واترلو، واقع در بلژیک، با نیروهای فرانسوی روبرو می شوند. بعد از جنگ شدید که در حدود چهل و شش هزار نفر کشته می شوند، ناپلئون برای آخرین بار شکست می خورد. .وی که برای دومین بار مجبور به ترک قدرت شده بود، به جزیره سنت هلن در اقیانوس اطلس تبعید می شود. 

دوک ولینگتون 

آرتور ولسلی (1852- 1769) اولین دوک خاندان ولینگتون بود ویکی از سیاستمداران و نظامیان معروف انگلستان به حساب می آمد و به دوک یا شاهزاده آهنی شهرت داشت. او فرماندهی سپاهی را در منطقه پنی سولار اسپانیا به عهده داشت و با کمک فلید مارشال بلوشر توانست نیروهای فرانسوی را در نبرد واترلو شکست دهد، اما او گفت: « این خطرناکترین موقعیتی بود که تا کنون در آن بودم»

حقایق ثبت شده 

بسیاری از کارشناسان معتقدند که ناپلئون به طور اتفاقی و غیر عمد مسموم شده است. آزمایشهای انجام شده بر روی رنگ کاغذ دیواری اطاق او در سنت هلن نشان می دهد که کاغذ دیواری حاوی مرگ موش بوده و در هوای مرطوب این ماده سمی خطرناک وارد هوا شده و او را مسموم کرده است. او، قبل از مرگ در پنجم مه سال 1821، برای بیماری معده و کبد تحت مداوا قرار گرفته و این دو علامتهای مسمومیت ناشی از مرگ موش هستند. 

چرا ناپلئون در جنگ واترلو شکست خورد؟

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از ایندپندنت، «فیل میسون» در اثر جدید خود «بواسیر ناپلئون؛ و دیگر وقایع کوچکی که تاریخ را عوض کردند»، بیان می‌كند بیماری بواسیر، علت شکست ناپلئون بناپارت، امپراتور فرانسه در آخرین و مهمترین نبرد او در قرن 19 بوده است!
میسون معتقد است ناپلئون بناپارت، قبل از هر نبردی بر اسب خود سوار می‌شد و نقشه نبرد را مرور می‌کرد، اما پزشکان ناپلئون، دو روز قبل از «نبرد واترلو» که 16 تا 19 ژوئن 1815 بین نیروهای فرانسه و ارتش پروسی، روسی و انگلستان اتفاق افتاد، دارویی را که برای تسکین این بیماری استفاده می‌شد، گم کردند. ناپلئون نیز به علت تشدید بیماری قادر نبود بر اسب خود سوار شود و به همین دلیل نتوانست نقشه جنگ را به درستی طراحی کند. در نتیجه، ارتش فرانسه شکست خورد و امپراتور فرانسه نیز دیگر نتوانست خود را بازیابد! 
میسون با اشاره به این واقعه و چند صد واقعه ریز و درشت دیگر، مدعی شده است مسیر تاریخ، گاه به یک واقعه کوچک وابسته است؛ به گونه‌ای که مسیر تاریخ را عوض کرده‌اند. 
نبرد واترلو، آخرین جنگ معروف ناپلئون با پروس، روس و انگلستان بود. این جنگ در نزدیكی روستایی به همین نام در بلژیک روی داد. ناپلئون در این جنگ شکست خورد. پس از این شکست، ناپلئون به پاریس بازگشت، سرانجام و به ناچار تسلیم و به «سنت هلن» تبعید شد و در آنجا نیز درگذشت.

وصیتنامه ناپلئون

«من عیسوی هستم و دارای مذهب کاتولیکی رومی می‌باشم و با همین مذهب که بیش از پنجاه سال قبل از این متولد شده‌ام می‌میرم تمایل من این است که خاکستر من در ساحل رودخانهٔ سن و در بین ملت فرانسه که آنقدر دوست داشته‌ام ، استراحت نماید . 
من همیشه از داشتن زن عزیزم ماری لوئیز سرافراز بوده‌ام و تا آخرین لحظهٔ حیات با بهترین احساسات صمیمانه یادبود اورا حفظ خواهم کرد . از همسرم خواهش می‌کنم که پسر مرا حراست نماید و از خطراتی که در زمان طفولیت اورا تهدید می‌نماید حفظ کند . به پدرم توصیه می‌کنم همواره بخاطر داشته باشد که او یک شاهزادهٔ فرانسوی است و هرگز آلت دست کسانی که فرانسه را تحقیر می‌نمایند نشود و پسرم هرگز نباید به هیچ عذر و بهانه و دستاویز با فرانسه بجنگد ویا آن را از پای در آورد ، او باید شعار مرا همیشه قبول کند که : موجودیت ما فدای فرانسه باد.»

جملات فوق العاده جالب از ناپلئون :

«آنقدر شکست خوردم که راه شکست‌دادن را آموختم» 
«از پیروزی تا سقوط فقط یک گام فاصله‌است.» 
«ازدواج همیشه به عشق پایان داده‌است.» 
«اگر سراسر زمین یک کشور بود، استانبول پایتخت آن می‌بود.[۱] 
«تسخیر یک کشور بزرگ از تسخیر قلب کوچک یک زن آسانتر است.» 
«دنیا از آنِ کسانی است که تحرک و انرژی دارند.» 
«دستی که گهواره را تکان میدهد دنیا را تکان می‌دهد.» 
«دین بهترین وسیله‌است برای ساکت نگه‌داشتن مردم.» 
«مردم از ترس شکست، می‌بازند.» 
«مطمئن‌ترین راه برای فقیر ماندن اینست که انسان درستکار (امانتدار)ی باشی.» 
«تدبیر همیشه بر شمشیر غالب است.» 
«کم‌دانستن و زیاد حرف‌زدن مثل نداشتن و زیاد خرج‌کردن است.» 
«تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازهٔ دانش خود حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم می‌شد.» 
«تا زنده‌ام لحظه‌ای آرام نخواهم گرفت. استراحت و مردن نزد من یکی‌ست.» 
«احمق‌هادر فکر گذشته‌اند، دیوانگان نیز در رویای آینده به سر می‌برند و تنها انسان‌های عاقل در حال زندگی می‌کنند.» 
«ناامیدی اولین قدمی است که شخص به سوی گور برمی‌دارد.» 
«در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است.» 
«اولین شرط پیروزی شهامت و بی‌باکی است.» 
«نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است .» 
«دردها و رنج‌ها فکر انسان را قوی می‌سازد.» 
«کسانی که روح نامید دارند مقصرترین مردم هستند» 
«کسی که می‌ترسد شکست بخورد حتما شکست خواهد خورد.» 
«یک روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار بهتر از صد سال گمنامی است.» 
«عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نانجیب» 
«پیروزی یعنی خواستن.» 
«عشق گوهری است گرانبها، اگر با عفت توام باشد.» 
«عادت کنید که عادت نکنید» 
«فداکاری در راه وطن از همه فضایل باارزشتر است» 
«لغت غیرممکن را باید از قاموس‌ها محو کرد.» 
«وقتی در جنگ‌ها پیروز و فاتح بودم زنم دست راستم بود وقتی شکست خوردم و در زندان بودم دست راستم زنم بود.» 
«حرفی رو بزن که بتونی بنویسیش چیزی رو بنویس که بتونی امضا کنی و چیزی رو امضا کن که بتونی پاش بایستی.» 
«بی صبری در راه موفقیت مانع بزرگی است.» 
«پیروزی نصیب کسانی می‌شود که بیش از همه استقامت دارند.» 
«صاحب همت در پیچ و خم های زندگی هیچ گاه با یاس و درماندگی رو به رو نخواهد شد.


منبع

rasekhoon




نوع مطلب : بیوگرافی، تاریخی، 
برچسب ها : زندگی نامه ناپلئون بناپارت، وصیت نامه ناپلئون بناپارت، جملاتی از ناپلئون بناپارت، مرگ ناپلئون بناپارت، شکست ناپلئون بناپارت، نبرد ترافالگار، فرانسه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1396/05/19 :: نویسنده : Amir M

منظومه شمسی

منظومه شمسی

برای کسانی که دو هزار سال پیش از سطح زمین به خورشید و ماه و آنچه که در آسمان وجود دارد نگاه می‌کردند آسمان همان طور به نظر رسیده که امروزه هست. اما زمین به همان صورت نمانده است. امروزه اگرچه به نظر می‌رسد که آسمان تغییر نکرده باشد لیکن نگرش ما به آسمان تغییر کرده است. 

 

اختراع تلسکوپ باعث شده تا  ستارگان و سیارات به ما نزدیک‌تر شوند و حقایق جدید بسیاری را برای ما آشکار نمایند. مردم معتقد بودند که زمین در مرکز گیتی ثابت مانده است و اجرام آسمانی در آسمان حرکت می‌کنند کوپرنیک برای نخستین بار به منظور توسعه یک سیستم ریاضی پیش‌بینی کرد که خورشید در مرکز کیهان قرار دارد.

دانشمندان عمر جهان را حدود 14میلیارد سال و عمر منظومه شمسی را حدود 4 تا چهار و نیم میلیارد سال تخمین می‌زنند. طبق یك نظریه پرطرفدار، آنچه اكنون آن را منظومه شمسی می‌خوانیم در حدود 4 تا 5 میلیارد سال پیش توده‌ای از غبار و گاز بوده است. اصلی‌ترین جزء منظومه شمسی، خورشید است.

 

نه سیاره‌ی اصلی منظومه‌ی شمسی که به ترتیب از خورشید دور می‌شوند در تصویر نشان داده شده است.  چهار سیاره‌ی نزدیک خورشید (عطارد، زهره، زمین و مریخ) سیارات کوچکی هستند که سطح آن‌ها پوشیده از صخره و سنگ است و به عنوان سیارات خاکی شناخته‌شده‌اند. به چهار سیاره‌ی بزرگ یعنی (مشتری، زحل، اورانوس، نپتون و پلوتون) می‌رسیم که از گازهای مایع و یخ زده تشکیل‌شده‌اند. 

 

سیاره چیست؟

سیاره، جسمی همانند زمین یا ماه است که تنها با منعکس کردن نور خورشید درخشندگی و نور دارد. سیاراتی را که ما در آسمان می‌بینیم اجسام متحرکی هستند که در مداری به دور خورشید می‌چرخند. سیاره از ستاره کوچک‌تر است و به خاطر بزرگی سیاره‌ها، نیروی گرانش (جاذبه) شکل آن‌ها را به صورت کروی در آورده است. به اجرامی که گرد خود سیاره‌ها می‌گردند، ماه یا قمر نام دارند اندازه‌ی سیاره‌ها از عطارد که تنها در حدود یک سوم زمین است تا مشتری که پانزده برابر زمین است متغیر است.

 

نگاهی اجمالی به سیارات منظومه شمسی

 

تیر (عطارد)

عطارد یک سیاره خاکی یا صخره‌ای است و قطر آن 5600 کیلومتر می باشد. عطارد دومین سیاره‌ی کوچک منظومه‌ی شمسی است؛ کمی از ماه بزرگ‌تر و سطحش پوشیده از حفره‌هایی همانند ماه است. در عطارد هوایی وجود ندارد و سطح آن خشك می باشد. 

 

سطح عطارد به هنگام روز  زیر اشعه خورشید سرخ می‌شود درحالی‌که شب هنگام عطارد از سردترین نقاط روی زمین نیز سرد تر است. حركت خورشید در آسمان عطارد بسیار كند است به گونه‌ای كه 3 ماه طول می‌کشد تا خورشید از یك افق به افق دیگر برود. به نظر می‌رسد که هرگونه حیات در عطارد غیرممکن باشد.

 

 

ناهید(زهره)

شباهت زیادی به كره زمین دارد. قطر این سیاره خاکی 13913 کیلومتر است. هنگامی كه زهره به نزدیک‌ترین فاصله‌ی خود از زمین می‌رسد به اندازه‌ای روشن است كه حتی در نور روز هم قابل‌مشاهده خواهد بود.

 

زهره دارای درخششی زیاد می باشد و این به خاطر اتمسفر ضخیم سیاره‌ای است.

 

اتمسفر زهره گرما را نگه می‌دارد که به این حالت اثر گلخانه‌ای می‌گویند؛ لذا سطح زهره به هنگام روز بسیار داغ‌تر از عطارد است. در ناهید حدود 2 ماه طول می‌کشد تا خورشید از غرب طلوع كند و در شرق غروب نماید.

 

 

زمین

قطر کره زمین 14663 کیلومتر است و بزرگ‌ترین سیاره خاکی شناخته ‌شده محسوب می‌شود. اتمسفر زمین دارای 21 درصد اکسیژن است و مابقی آن را اکثراً نیتروژن تشکیل می‌دهد. زمین در هر روز یک‌ بار به دور محور خود می‌چرخد.

 

اگر کره زمین فقط چند میلیون کیلومتر به خورشید  نزدیک‌تر بود امکان داشت که زمین هم مانند زهره تبدیل به یک جهنم واقعی بشود و یا اگر چند کیلومتر دورتر بود همانند مریخ تبدیل به یک سیاره سرد و مرده می‌شد.

 

مریخ(بهرام)

مریخ تنها سیاره منظومه شمسی غیر از زمین است که بیشترین احتمال داشتن حیات را دارد. قطر مریخ 7801 کیلومتر است.

 

قطر مریخ برابر با نصف زمین می‌باشد. یک شبانه‌روز مریخی، تنها نیم ساعت طولانی‌‌‌تر از شبانه‌روز زمین است.

 

دلیل عمده‌‌‌ی رنگ قرمز، زنگ آهن یا اکسید آهن است.

 

 

مشتری(برجیس)

مشتری بزرگ‌ ترین سیاره منظومه شمسی به غول گازی معروف است. قطر مشتری 11.2 برابر قطر زمین،317.8 برابر جرم زمین را دارد.

 

کمربند‌‌‌های تیره و نواحی روشن را می‌‌‌توان حتی با یک تلسکوپ کوچک به دور آن دید.

 

معروف‌‌‌ترین ویژگی مشتری لکه‌‌‌ی سرخ بزرگ می باشد که توده گاز چرخانی است و همانندی به گردباد دارد.

 

کیوان(زحل)

 

این سیاره حلقه دار قطرش در حدود 9.4 برابر قطر زمین است. جرم زحل 95 برابر جرم زمین و دومین سیاره‌‌‌ بزرگ منظومه شمسی است.

 

از زمین، زحل مانند یک قرص زردرنگ دیده می‌‌‌شود. برجسته‌‌‌ترین مشخصه‌‌‌ی زحل، حلقه‌‌‌های باریک است که می توان آن ها را با یک تلسکوپ کوچک دید.

 

حلقه‌‌‌ها از یخ آب معمولی درست‌شده‌اند. احتمالاً حلقه‌‌‌های زحل همراه با خود سیاره به وجود آمده‌‌‌اند، نه اینکه بقایای یک فاجعه‌‌‌ی کیهانی، مانند قمر متلاشی‌شده باشند.

 

اورانوس

منظومه شمسی

اورانوس که معمولاً در رده غول‌های گازی قرار می‌گیرد، در واقع از گازهای منجمد تشکیل شده است. قطر اورانوس 4.1 برابر قطر کره زمین می باشد و از درون تلسکوپ، سبز رنگ است.

 

نپتون

سیاره یخ زده نپتون قطرش 3.9 برابر کره زمین است. پایین‌ترین دمای سطح نپتون، 3K می باشد؛ یعنی نیتروژن به صورت جامد است و سطح را چون برف می‌‌‌پوشاند. این دما، پایین‌‌‌ترین دمای سطحی شناخته‌شده در منظومه شمسی است.

 

پلوتون

این سیاره در مدارهایی غیرعادی به دور خورشید می‌چرخد. پلوتون حدود 18 درصد قطر زمین، قطر دارد و جرمش تنها یک پنجم کره زمین است.

 

سدنا

سدنا دهمین سیاره منظومه شمسی می‌باشد. سیاره ای جدید که نام علمی آن «یو.بی313، 2003» و قطر آن 1,180 تا 2,360 کیلومتر است. این شیء ابتدا در سال 2003 کشف شده بود اما سیاره بودن آن اخیراً تأیید شد.

 

فاصله این شیء از خورشید بیش از دو برابر فاصله پلوتون از خورشید است. جرم این سیاره حداقل به اندازه پلوتون می باشد. به گفته اخترشناسان کمابیش مشخص است که این سیاره از یخ و توده‌های سنگ تشکیل یافته است.





نوع مطلب : نجوم، 
برچسب ها : منظومه شمسی، منظومه خورشیدی، سیارات، خورشید، کمربند سیارکی، زمین، solar system،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 24 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :